short story:poetry:essay
cafedastan@gmail.com
شماره سه

 

 

 

 

 

 

 

Revenge of the Goldfish by Sandy Skoglund

فهرست آثار شماره سه:
اردیبهشت ۹۱

داستان کوتاه: قبل از خواب شب بخیر بگو
خراش

داستان کوتاه میهمان: از امروز
افکار غریب یک بیگانه

شعر 1: زلف این آه کوتاه
شعر 2: یادم تو را فراموش
شعر 3: اردی بهشت ماه
شعر 4: سه شعر کوتاه از محدثه هدایتی
شعر 5: رویا
شعر 6: پنج شعر کوتاه از شهین ده بزرگی
شعر 7: جاده ای روبروی کوه
شعر 8: سه شعر از علی امینی

یک نویسنده: بازی
سلطان جاز

گفت‌وگو: نشستی با محوریت پست‌مدرنیسم
گفت‌وگو با منصوره اشرافی

نگاه ویژه: تفاوت‌های مدرنیسم و پست‌مدرنیسم

داستان ترجمه: خیره به آسمان

شعر ترجمه: هفت هایکو

سردبیر: علیرضا اجلّی
با آثار: تیمور قادری، مریم غلامی، رکسانا ایور، سارا سعدلو، حمیدرضا اکبری شروه، مریم حبیبی، محدثه هدایتی، شراره کامرانی، شهین ده بزرگی، معین زروان، علی امینی و راحله فاضلی

با همکاری: افسانه فرقدان، تینا محمد حسینی و منصوره اشرافی

 

 

 

 

سخن آغازین: «نمی‌دانم در اینجا باید چه گفت. از ادبیات از سینما؟ از فلسفه؟ از تعطیلی؟ از گشایش؟ یا یک بیت شعر حافظ؟ مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی را بگویم یا چند خبر درباره‌ی ادبیات و کتاب و... چندی پیش برای دوستی، به تقاضای خودش چیزی نوشتم در دفترچه‌ای که دستم داد. نوشتم: بنویس، اما نه با کلمات، نه به قصد کلمات. و فکر کردم چقدر سخت است بی‌کلمات نوشتن. چقدر سخت است بی‌حضور نوشتن. اینکه کلمات شماره نشود در ذهن‌ات و اینکه شماره‌ها هر روز بالا و پایین نشود در پمپ‌بنزین، در بازار در...» متن کامل را بخوانید

. داستان کوتاه

. قبل از خواب شب بخیر بگو/نویسنده: تیمور قادری «اين هوای تهران هم انگار چربی دارد. هر وقت می‌روی بيرون و توی خانه خودت را می‌خوارانی، چرک تا عمق چهار ميلی‌متری ناخن‌ات را لاک سياه می‌زند و بايد حمام بروی. صابون و حوله‌ات بايد جدا باشد، به تيغ‌ها دست نزنی چون اچ‌آی‌وی شايع شده. يک عمر با حوله‌ی دست و صورت خودم را خشک كرده‌ام. "ما"‌ی شهرستانی را چه به اين حوله‌های سرتاپا پوست خرسی. اين‌ها به كنار، وقتی "تو"‌ی شهرستانی از خجالت آب می‌شوي كه از حمام بيرون می‌آیی و فرشته‌ای با لباسی سفيد و ماسکی بر دهان، توی حمام می‌رود و عمليات پاک‌سازی را با ضدعفونی‌هایی كه تبليغات ماهواره قدرت پاک‌كنندگی‌شان را بی‌نظير توصيف كرده است، انجام می‌دهد. ده دقيقه حمام كرده ای، نيم ساعت پاک می‌كند.» داستان را بخوانید

. خراش/نویسنده: مریم غلامی «تمام تنش را سوهان کشید. برای مردان زنگ زدگی چندان اشکالی نداشت، اما کسی از تمیزی بد ندیده بود. دهانش را بست و بینی‌اش را گرفت و فوت کرد. به مرور حتما تمام غر شدگی‌ها خوب می‌شد. جلوی آینه ایستاد و خودش را نگاه کرد. چشمانش را بست و بین چشمها کمی روغن زد. تصویر را نگاه کرد. تصویر برق می‌زد. دستهایش را جلوی چشمانش گرفت تا نور به چشمانش نرسد و تصویر را واضح‌تر ببیند. تصویر زن آدم واضح‌تر شد. باز اما گم بود. خودش می‌دانست چیست. خودش می‌دانست کیست.» داستان را بخوانید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

. داستان کوتاه میهمان

. از امروز/نویسنده: رکسانا ایور «مزخرف می‌گفت. خودش هم می‌دانست فردا کار مهمی ندارم. دلش نمی‌خواست شب بماند. می‌دانست بيايد کار می‌کشد به بوس و بغل و رختخواب. نمی‌خواست. هنوز بابت عصر ناراحت بود. خوب من هم ناراحت بودم. شب بخير گفت و منتظر شد بروم تو و در را ببندم. چراغ را روشن کردم و کفشهايم را درآوردم. انگشتهای جمع‌شده پايم راحت شدند. چقدر خانه خوب است. پالتو را آويزان کردم و پريدم توی حمام. ای کاش می‌آمد. هيچ وقت دوست نداشتم دعوا و قهر بکشد به فردا. جوراب‌هايم را چپاندم توی سبد لباسهای چرک.» داستان را بخوانید

. افکار غریب یک بیگانه/نویسنده: سارا سعدلو «سینا روی کاسه‌ی توالت فرنگی نشسته بود و داشت خمیازه می‌کشید. داشت نیم ساعت قبلش را که چطور از خواب پریده بود، توی ذهنش مرور می‌کرد. صدای بلند موسیقی آن هم ساعت هفت صبح برای سینا چیز غیر منتظره‌ای نبود. اما این بار سردرد شدیدی را به همراه داشت. صورتش را چند بار آب زد. بعدش رفت پشت در اتاق نیما ایستاد و چند ضربه‌ی آرام زد به در و بدون اینکه منتظر جواب بماند رفت داخل. اتاق به هم ریخته بود و به جز نیما یک دختر روی تخت خوابیده بود. سینا نشست پای تخت و گفت: «توی این سروصدای لعنتی که فرهاد راه انداخته چطور خوابت می‌بره؟» داستان را بخوانید

. شعر

. شعر 1: زلف این آه کوتاه/حمیدرضا اکبری شروه

. شعر 2: یادم تو را فراموش/حمیدرضا اکبری شروه

. شعر 3: اردی بهشت ماه/مریم حبیبی

. شعر 4: سه شعر کوتاه از محدثه هدایتی

. شعر 5: رويا/شراره کامرانی

. شعر 6: پنج شعر کوتاه از شهین ده بزرگی

. شعر 7: جاده‌ای روبروی کوه /معین زروان

. شعر 8: سه شعر از علی امینی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

. دونالد بارتلمی

 . بازی/نویسنده: دونالد بارتلمی/ترجمه: راحله فاضلی «من و شاتول از میزفرمان مواظبت می کنیم. من و شاتول زیر زمین زندگی می کنیم و مراقب میزفرمان هستیم. اگر روی میزفرمان اتفاق خاصی بیفتد، باید کلیدهایمان را داخل قفل مناسب بیندازیم و کلیدهایمان را بچرخانیم. شاتول یک کلید دارد و من هم یک کلید دارم. اگر کلیدهایمان را همزمان بچرخانیم، پرنده پرواز می کند، سویچ های بخصوصی فعال می شود و پرنده پرواز می کند. اما پرنده هرگز پرواز نمی کند. در این 133 روز پرواز نکرده . در این فاصله من و شاتول همدیگر را می پاییم. هر کدام یک 45  بسته ایم و اگر شاتول رفتار غیرعادی داشته باشد باید به او شلیک کنم. من هم اگر رفتاری غیرعادی داشته باشم  شاتول باید به من شلیک کند. ما مواظب میزفرمان هستیم و به شلیک به همدیگر و به پرنده فکر می کنیم. رفتار شاتول با فیش های اتصال عجیب است. عجیب است؟ نمی دانم. شاید او یک حرام زاده خودخواه واقعی باشد، شاید شخصتیش درست شکل نگرفته، شاید دوران کودکی اش غیرطبیعی بوده. نمی دانم.» ترجمه را بخوانید

. سلطان جاز/نویسنده: دونالد بارتلمی/ترجمه: علیرضا اجلّی «منظورت همون صداس که شبیه بریدن لبه‌ی تیز زندگیه؟ همون صدا که شبیه عبور خرس‌های قطبی به حفره‌های یخ قطب شماله؟ شبیه پرواز گروهی یه گله گاوه؟ همون صدا که شبیه شیرجه رفتن شیرماهی تو دریاس؟ شبیه سیگار کشیدن سوراخ آتش‌فشان در دامنه‌ی مت‌کاتمایه؟ همون صدا که شبیه راه رفتن بوقلمون وحشی وسط یه جنگل پهن و آرومه؟ شبیه جویدن درختان توسط سگ آبی در مرداب آپالاچیانه؟ شبیه قارچ‌های صدفی رشد کرده بر روی یک درخت صنوبره؟ شبیه خرآهوی سرگردان در کوهستان رشته‌کوه نوادا اِ؟ همون که شبیه چمنزار سگای بوس‌کنه؟ شبیه جادوگر علف‌ها یا پیچ‌وخم رودخانه‌هاس؟ شبیه ملچ‌ملوچ کردن نهنگ کوچک دریایی که در کنار شنل سمور داره علف دریایی می‌خوره؟ همون صدا که شبیه جنب‌وجوش کوتی‌موندیس در تجمع سرتاسر منظره‌ی آرکانزاسه؟ همون صدا که...» ترجمه را بخوانید

. گفت‌وگو

. نشست سه نفره‌ی علیرضا اجلی، افسانه فرقدان و تینا محمد حسینی درباره‌ی پست‌مدرنیسم/قسمت اول «علیرضا اجلی: پست‌مدرنیسم یک نوعی از ساده‌نویسی درونش هست که دارد بر ضد سرمایه‌داری و پاپیزه شدن همه‌ی عناصر زندگی این طبقه قیام می‌کند. افسانه فرقدان: به نظر می‌رسد آثار این‌چنینی داریم. اثری مثل "شب ممکن" محمد حسن شهسواری تا حدی یک کار پست‌مدرنیستی اصیل است و بی‌سروته هم نیست. تینا محمد حسینی: پست‌مدرنیسم لزومی داشته که حضور دارد و ما باید به دنبال لزوم وجود پست‌مدرنیسم باشیم. این ایسم‌ها همیشه همراه با لزوم وجودشان حضور پیدا می‌کنند و مدتی در بین صاحب‌نظران و فیلسوفان و نویسندگان جایی باز می‌کند و بعد ایسمی دیگر جایش را می‌گیرد.» متن کامل را بخوانید

. گفت‌وگوی علیرضا اجلی با منصوره اشرافی با محوریت پست‌مدرنیسم «به شکل بسیار وحشتناک و تاسف باری، روابط و بده بستان، جایگزین شایستگی و قابلیت، در عرصه هنر و ادبیات شده است. بین شاعر و نویسنده و منتقد و روزنامه نگار و ناشر و غیره، فقط دوستی و آشنایی و روابط بازاری حکمفرما ست و اصولا چون خصلت ما ایرانی ها تعارفهای بیش از حد و تملقهای مبالغه آمیز است، در عرصه ادبیات هم، این شکل از روابط جایگزین منطق و درست اندیشی شده  و دوستی نشانه اش تعریف و تمجید مبالغه آمیز و انتقاد نشانه دشمنی محسوب می شود.» متن کامل را بخوانید

. نگاه ویژه

. تفاوت‌های مدرنیسم و پست‌مدرنیسم/گردآوری و ترجمه: راحله فاضلی «یونانی‌های دوران باستان در قرن پنجم پیش از میلاد که آتن را پایگاه ادبی خود ساخته بودند، گمان می‌کردند مدرن هستند. رمانتیک‌ها خود را پیشرو می‌دانستند و بعدها واقع‌گراها با رد کردن رمانتیک‌ها خود را مدرن معرفی کردند. از این رو نمی‌توانیم برای دوره‌ای که در آن زندگی می‌کنیم یعنی قرن بیست‌و‌یکم میلادی، تعریف درستی ارائه کنیم. بر اساس پیش‌فرض‌ها، بیشتر آثار ادبی که پس از جنگ جهانی اول تولید شده‌اند را مدرن می‌نامیم. البته پیدا کردن نامی دقیق و روشن برای زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم کار دشواری است بنابراین شاید بهترین کار این باشد که بر اساس همین پیش‌فرض و طبقه‌بندی زمانی، آثار تولید شده در این مقطع را مدرن در نظر بگیریم.» متن کامل را بخوانید

. داستان ترجمه

. خیره به آسمان/نویسنده: استفن کرین/ترجمه: علی امینی «"استفان کرین" رمان‌نویس و نویسنده داستانهای کوتاه یکی از اولین رآلیست‌های تاریخ ادبیات آمریکاست. کتاب داستان «مدال شجاعت» در مورد جنگهای داخلی آمریکا منتشر شده به سال 1895 بارزترین اثری است که او را در اذهان زنده نگه داشته است.

واقع‌گرائی، خط مشی ماتریالیستی، شفاف‌نگاری و سبک ساده‌نویسی او بسیاری از نویسنگان قرن بیستم را تحت تاثیر آثارش قرار داده است. ارنست همینگوی بیشترین این تاثیرات را بر کارهای خود داشته است. از دیگر داستانهای شناخته شده این نویسنده میتوان به «مگی دختر خیابانی» و دو داستان کوتاه معروف «قایقی بر آب» و «هتل آبی» اشاره کرد.» ترجمه را بخوانید

 

 

 

 

. شعر ترجمه

. مجموعه هایکوهای مسابقه‌ی یادمان جرالد برادی/ترجمه: علیرضا اجلی ترجمه را بخوانید

 

-------

شماره پیشین: شماره یک

شماره دو

شماره بعدی: اول تیر

------

اخبار ادبی:

گروه ادبی نویسا کارگاه داستان نویسی برگزار می کند. این کارگاه آموزشی که به مبانی و اصول و تکنیک های خلاقانه خلق اثر داستانی می پردازد از مقدماتی تا پیشرفته تشکیل می شود. مدرس کارگاه داستان نویسی مینو عبدالله پور است. به دلیل ظرفیت محدود اولویت با کسانی ست که زودتر تماس بگیرند. علاقه مندان می تواند برای هماهنگی و ثبت نام با شماره ۰۹۱۲۳۲۰۳۶۴۵ تماس بگیرند.