کافه داستان | داستان کوتاه، شعر، مقاله

 ارتباط با ما| cafedastan@gmail.com

آدم های بستنی ای/نویسنده: چارلز بوکوفسکی/برگردان:محمدحسن فرازمند

من  و بانويي بيرون پارك كرديم و زل زديم به/آدم هاي بستني اي /آدم هايي خيلي شاداب و خشنود،/بدون حالت خود كشانه اي بي خاصيت توي نگاه شان/(حتا شايد توي انتخابات هم شركت كنند)/و به بانويي گفتم: -" اگر پسرها ببينند كه دارم مي رم اون تو؟ به نظرت فكرشم مي كنن كه به خاطر بستني هلويي با مغز گردو دارم مي رم اون تو؟


متن‌کامل

*

 


 چهارمین شماره زاگرس استوری نشریه الكترونیكی داستان نویسان غرب ایران ویژه آذر 1387 منتشر شد

در این شماره علاوه بر آثار متعددی در حوزه ادبیات داستانی از جمله ، خبر،  ترجمه ،‌داستان و ... یك فراخوان نیز انتشار یافته است. این فراخوان ، یك فراخوان طنز سیاسی است كه با موضوع عملكرد اصول گرایان آثار نویسندگان را در قالب های شعر ، داستان ، یادداشت و مقاله ادبی پذیراست. در این شماره زاگرس استوری "شیوا رمضانی" به عنوان نویسنده میهمان حضور دارد.  . همچنین علاوه بر ترجمه سه داستان کوتاه کوتاه از علی شاه علی ، داستانهایی از خلیل رشنوی،الهه علی خانی ، طاهره اسكندری ، محمد غلامی، سارا صارمی ، رقیه شاهیوند ، زیبا آزادی ، حامد حسن پور ، احمد بیرانوند و مرادحسین عباسپور  منتشر شده است . زاگرس استوری را در این آدرس بخوانید:
www.zagrosstory.blogfa.com

 جن‌وپری سه ساله شد ـ بچه‌ها مطالبشان را نوشته بودند؛ یادداشت‌هایی برای سه‌سالگی جن و پری یا بر همان محور. مدیا کاشیگر زودتر از همه دست به کار شد. حسین شهرابی و اسد امرایی هم که دمشان گرم چیزکی نوشتند در باره‌ی مشکلاتی که در مجله‌ی جن و پری به سرشان می‌آید - جن فضول و پری کنجکاو شرمنده!-  سعید کمالی دهقان به جای نوشتن یادداشت زیر آبی زد و از مرگ نوشت در ادبیات داستانی. به هر حال کار بچه‌های هیئت تحریریه، جای قدردانی دارد.  نوبت من بود چیزکی بنویسم و غائله‌ی تولدی بازی را هم بیاورم، نشسته بودم پشت میز کامیپوتر- مثل حالا- و داشتم فکر می‌کردم سرمقاله چه بنویسم که هم خدا راضی باشد و هم خلق خدا! چیزی به ذهنم نیامد... متن کامل

 جایزه شعر زنان ایران ـ زنی که می خواهد بنویسد باید پول و اتاقی از آن خود داشته باشد. نویسندگی و شاعری به عنوان یک حرفه خصوصآ برای زنان، شناخته نشده است. حمایت از نویسندگان و شاعران چه از لحاظ مالی و چه حرفه ایی سبب می شود که احساس بیهودگی در زمینه فعالیتشان از میان رود. ویا تفتی داور جشنواره شعر خورشید در ادامه می گوید: از اوایل دهه هفتاد شاعران زن بیشتر از قبل مطرح شده اند و این نتیجه تلاش پیگیرانه خود آن ها بوده است. پیده جدیری بحث تفکیک جنسیتی را نمی پذیرد و تصریح می کند: هدف ما فقط معرفی زنان است. به دلیل  سابقه فعالیت کوتاه تر زنان نسبت به مردان، نه تنها در ایران بلکه در جهان، ناخودآگاه به شاعران زن کمتر پرداخته شده. ما قصد بررسی شعر زنانه را نداریم. فقط زن بودن شاعر مد نظر است. جوایز ویزه زنان در کشورهای دیگر نیز وجود دارد. به طور مثال جایزه «اورنج» كه از معتبرترین جوایز ادبی بریتانیا است. هرساله به رمان‌نویس زنی اهدا می‌شود یا جایزه بارنارد دانشگاه کلمبیای آمریکا... متن کامل

 دینگ دانگ ششم منتشر شد ـ این شماره‌ی دینگ دانگ  علاوه بر بخش ‌های اصلی خود یعنی: دیدگاه ما، نقد و نظر، بررسی شعر، بررسی کتاب، کارگاه عروض و شعر ایران و جهان در برگیرنده‌ی چهار یادنامه است. به یاد نیما ، اسماعیل شاهرودی، حمید مصدق و م.آزاد. که همگی در گذشتگان این دو ماه اند. ما شما را به مطالعه‌ی این شماره‌ی دینگ دانگ دعوت می‌کنیم... متن کامل

 سومين شماره فصل نامه سيميا ويژه نامه فريدريش دورنمات منتشر شد ـ سومين شماره فصل نامه سيميا ( پاييز 1387 ) كه به نقد و بررسي دورنمات ، نمايشنامه نويس سوئيسي مي پردازد با سردبيري علي دهباشي منتشر شد. ویژه نامه هاي قبلی سيميا به ماكس فريش و بهرام بيضايي اختصاص يافته بود. براي تهيه سيميا مي توانيد به كتابفروشي هاي مقابل دانشگاه، كريمخان زند و نياوران مراجعه كنيد و با تلفن 88305615 دفتر مجله سيميا تماس بگيريد... متن کامل

صاحب امتياز و مديرمسئول : ابوالفضل نجاري
سردبير : علي دهباشي
پست الكترونيك براي مكاتبه با سردبير :
Dehbashi.ali@gmail.com
پست الكترونيك مجله سيميا
simiamag@gmail.com


*دوستان عزیزی که در زمینه ادبیات، سایت و یا وبلاگ ادبی دارند می توانند ما را از به روز شدن و یا منتشر شدن مجله ادبی شان با خبر سازند. در ضمن در این حیطه اخبار انتشار کتاب، نشریات کاغذی و گزارش کارگاه های ادبی و... هم می گنجد.

 

|
|
|
|
|
|
کافه داستان

خوراک روح/داستان کوتاه/مراد عباسپور

قرار بود بين ساعت 3 تا 5/3 برگردد . خودش گفت . كمي ريش داشت ، كمي بيشتر سبيل .مي روم سروقت كلك ها، كارنامه ها، گلستانه ها كه به شكلي بي قاعده روي ميز پخش شده اند. يكي را ورق مي زنم . مي رسم به مقالة تنهايي ذاتي . زور مي زنم ذهنم را متمركز كنم . چيزي نمي فهمم ؛ آن هنگام كه تنهايم ، تنها نيستم ،بلكه خود را در زمان حال به شكل "كسي"باز مي يابم . "كسي" آن جا حضور دارد . سرم را بلند مي كنم . هيچ كس نيست . نمي فهمم چه نوشته است . بعضي وقتها بعضي چيزها را كه نمي فهمم مي روم سر وقت جملات ساده تر . هيچكس آن جا نيست بلكه غير شخص آنجاست. چيزي نمي فهمم . سرم را ميان دو دستم فشار مي دهم . "كسي" همان اوي بدون چهره است "همه" كسي كه در شمار آنيم ، اما چه كسي در شمار آن است ؟


متن‌کامل
وودی آلن: طبیعتی دوگانه و روان پریش/یادداشتی از اکبر جم

وودی آلن در اولین گفتگوی منتشر شده اش گفته است: (( من دو طبیعت مجزا دارم.)) او هیچگاه با این سرنوشت دوگانه احساس راحتی نکرده این را در مورد مسایل و مضامین فیلم هایش چون زندگی، هالیوود، عشق، زنان و حتی خودش نیز نشان داده است.


متن‌کامل
یادداشتی بر کافکا در ساحل/معصومه میر ابوطالبی

در چند قسمت اول، حادثه تپه برنج مي‌آيد كه آن اتفاق مهم براي ناكاتا رخ مي‌دهد. اين حادثه بر اساس اسناد تحقيقي بخش اطلاعات آمريكا روايت مي‌شود. ناكاتا بعد از ان حادثه توانايي خارق‌العاده‌اي پيدا مي‌كند. او مي‌تواند با گربه‌ها حرف بزند. او دنبال گربه‌هاي گمشده مي‌گردد و از اين راه پول كمي عايدش مي شود كه با يارانه‌اي كه دولت به او مي‌دهد نياز مالي او را تأمين مي‌كند.


متن‌کامل
نقطه ی کور/داستان کوتاه/سروش رهگذر

. زن گفت: " اوکی، ببینم، چیزی که مصرف نکردی؟! " و اینبار به سر تکان دادن دوباره ی مرد نگاه نکرد: " آخه من درد دارم؛ ...فقط زیاده روی نکن! " و مرد همانجا ایستاده بود که صدایش زد: " پس معطل چی هستی؟!... شروع کن دیگه! "  جلو آمد و به آرامی روی زن خم شد و عجیب اینکه بوی قلیان میوه ای می داد. زیر گوشش زمزمه کرد: " امشب پیشم بمون. " زن بلافاصله گفت: " نمیتونم، باید برم..." مرد سرش را عقب کشید و همانطور که بیهوده سعی می کرد خطوط بی رنگ گرد مردمک چشم زن را بشمارد، گفت: " نه، باید بمونی! " و زن بی حوصله رویش را برگرداند: " جا سیگاری ندارید؟! " مرد از آشپزخانه نعلبکی برای زن آورد و  سه اسکناس را به موقع زیرش گذاشت." حالا چی؟! " اما خنده ی کمرنگش خیلی دوام نیاورد: " گفتم باید برم، یعنی باید برم! ...حالام با من کل کل نکن، زود باش بیا کارتو شروع کن که دیروقته! "


متن‌کامل
از اولين تصويری كه از خودم يادمه/داستان کوتاه/پرارین حاجی زاده

فهميد. هميشه يه گيری تو كار هست. اين دفعه تو سبد چرخش برگه طلاق بود. يه شناسنامه لک دار و يه مشت هوای سرد. از پشت اشكام تصوير كاملا كدر بود. ديگه من ركاب نمی زدم. دوچرخم يه سره شده بود. خودش می رفت. گاهی چپ گاهی راست گاهی تو ديوار. يه بچه موفرفری پشت تركش نشسته بود كپی خودش. قبل از اونی كه دماغش بشكنه همون موقع ها كه می خواست طلاق بگيره دنيا آمد. اونم با چه دردی  يه سال بعد كه مامانش با چشم و ابرو نگاه كرد و گفت: (( خبری نيست )) نطفش شكل گرفت. 4 سال بعد وقتی برگه طلاق رو روی زين دوچرخش ديد دنيا آمد. ديگه دخترم دوچرخه رو می روند تا اين كه فرمونش شكست. دوچرخم رو زنجيرش كردن به يه درخت چنار از پشت ميله ها تو يه اتاق خاكستری می ديدمش. داد می زدن : (( اعتراف كن. بچه نداری. ))


متن‌کامل
آخرین بار/فلش فیکشن/حمید اباذری

نمی دانم این حالت از کی در من بوجود آمد. شاید اوایل نوجوانی شاید هم زودتر. هر وقت کار بدی می کردم و خودم را در یک منجلاب می دیدم، از بدنم جدا می شدم و درست بالای سرم قرار می گرفتم و از آنجا به خودم نگاه می کردم.


متن‌کامل
یادداشتی بر کافه پیانو/معصومه میر ابوطالبی

کافه پیانو جای خوبی بود . منظورم خود کافه است. با مرد تنهایی که درعین اینکه تنها نیست، تنها است؛ با تمام نیازهای یک مرد و همین نیازهای یک مرد است که در تمام داستان مخفی شده و هر جا که روزنه ای پیدا کند سرک می کشد. مردی که همسرش را دوست دارد اما همسرش چه؟


متن‌کامل
کروکی یک قتل عمد/شعری از میلاد مالک لو

دو نقطه/یک قدم/دو نقطه


متن‌کامل
سنگ فرش مثل خیابان/فرناز حسینی

یک روز که روی تختم دراز کشیده بودم به این فکر کردم که چقدر دوست دارم کف اتاقم را مثل خیابان سنگ فرش کنم. ولی به این دلیل که در خانه ی پدر و مادرم زندگی می کنم نمی توانم. بعد به این فکر کردم که در تمام عمر چقدر شانس دارم که کف اتاقم را مثل خیابان سنگ فرش کنم. یا در معنای کلی تر زندگی مستقل را تجربه کنم.


متن‌کامل
روبان قرمز/داستان کوتاه/علیرضا ذیحق

نصفه نيمه صدايي شنيد و با مردي كه خودش را به او نزديك كرده بود پا به ايستگاه گذاشت . با پله ها كه بالا مي رفت قدش را بلند تر ديد و شعله اي تو درون اش افتاد .مثل بستي كه به وافور بچسبانند مرد بدجوري چسبيده بود . او بي خيال بود و مرد هم پر رو. خنده اي به صورت اش ريخت و دست مرد را سفت و سخت گرفت . تو جنجال و بيا بروي مترو ، جرو بحثي كرده و رفتند خط بر گشت كه ترق و تروق مترو بلند شود .مرد از داغي دست دخترو  با خيال خلوت هاي پنهان ،  به نفس - نفس زد ن افتاده بود كه سرو كله ي مترو درآمد و تا مردم بجنبند و تكاني بخورند.


متن‌کامل
استفان کینگ می خواهد داستان کوتاه را حفظ کند/نویسنده: ماری هلن/ترجمه: هدی صادقی مرشت

نویسنده ای که هنوز دلش برای داستان کوتاه با شور و حرارت می تپد. چه اتفاقی برای یک نویسنده کوتاه نویس می افتد وقتی که می فهمد روزانه از تعداد مخاطبانش کم می شود؟ خب، اگر این نویسنده، بواسطه لطافت طبعش شایستگی داشته باشد، به هرحال به نوشتن ادامه می دهد چرا که خدا یا علم ژنتیک چنین برای او حکم کرده. یا این اتفاق فراتر از سرسختی مطلق اوست؛ یا این ادامه دادن ممکن است به این دلیل باشد که می خواهد به داستان های دنباله دار لگدپرانی کند! برای یک نویسنده سخت است.


متن‌کامل
رابطه جنسی در داستان/نویسنده: تینا مورگان/مترجم: علیرضا اجلی

در این مقاله مطالب بسیاری برای یادگیری وجود دارد. از این رو، باید به آن توجه شود. مسئله ی مهم اینست: نیاز داستان شما چیست؟ اما نکته ی مهم: لازم است خواننده با روایت جزئی از کنش های فیزیکی روبرو شود؟ البته، این توقع وجود دارد. اروتیک هم چنین چیزی می خواهد. ژانر های دیگر فرق دارند. توضیح تمام کنش های فیزیکی در داستان امتیاز محسوب نمی شود و همچنین ترک جزئیات تصاویر هم همینطور است. اما همیشه صحنه ی سکسی برای خواننده مهم بوده است. گاهی اوقات صحنه ی تحریک کننده بیشتر تاثیر ذهنی دارد. همچنین، این جذابیت تصاویر در هر ذهنی به یک صورت است. در واقع هر شخصی ذهن متعلق به خود را دارد. تصاویر روی ذهن تاثیر دارند نه روی آلت تناسلی. خواننده میل به دیدن کنش های فیزیکی سکس دارد. همیشه می خواهد در کنار رختخواب شخصیت ها سرک بکشد. کفشهایشان، سپس جورابهایشان، بعد پیراهن، شلوار ها و به یکباره بوکسورها... مخاطب یکباره جا می خورد و جنب و جوش و تحرک را به یکباره از دست می دهد. اینطور نیست؟


متن‌کامل
رام نارام/شعری از سارا محدث

لازم باشد/پاشنه ات را رَگ خواهم زد/تا تراوشِ هر ماهه ی دَردت/شکاف های نیازم را پُر کند


متن‌کامل
سگ آبی و رحمت خدا/فلش فیکشن/حمید اباذری

رحیم که متوجه سگ آبی شده بود ، با چوب دستی اش افتاد دنبالش و با چند ضربه سگ آبی را کشت. اهالی رحیم آباد هم چون معتقد بودند رحیم از رحمت خاص خدا در برابر آن حیوان مزاحم محافظت کرده ، تصمیم گرفتند تا مدال درجه یک شجاعت رحیم آباد را به او بدهند.


متن‌کامل
دختری که می شناختم/داستان کوتاه/امین مدی

دانشگاه شروع شده بود. از درس و دانشگاه بیزار بودم. وارد دانشگاه شدم. تمام خاطراتم با او از جلوی چشمانم گذشت. گوشه ای پیدا کردم و به آرامی گریستم. بعد از گذشت مدتی تمام احساسات درونی ام از بین رفتند. حتی دیگر دوستان خودم را هم نمی دیدم. سر کلاس حرف نمیزدم و همیشه ساکت بودم. چند هفته ای از شروع دانشگاه گذشت و او را ندیدم. دم غروب بود. در محوطه دانشگاه نشسته بودم. دیدم با چهرای خندان به همراه نامزدش می آید. از کنارم رد شد. نگاه سردی کرد. لبخندی زدم. سیگارم را روشن کردم.


متن‌کامل
رازگونه/داستان کوتاه/علیرضا ذیحق

در حيرت آن بود كه آيا خطوطي از كف دستان او بوده كه رازش را آشكار نموده است و يا موقعي كه او ، سرگشته و بيمناك ، در كوره راه هاي نا آشنا به عزلتي خزيده و خيره در باديه بوده است او را ديده اند ؟ اينها هيچكدام اهميتي نداشتند زيرا كه او خود به اختيار باديه را در كف كوليان مي نهاد . همچون او كه مدت ها ، باديه را خزينه اي مي پنداشت و به پنهاني از كوهها گذر مي كرد تا طلايي همسنگ آن گيرد ، كوليان نيز آن را به ديده ي گنجي مي ديدند كه با پيشگويي آتيه ، سكه هاي مردمان را در آن جمع خواهند نمود .


متن‌کامل
فضای باز و بازتر/یادداشت/علیرضا اجلی

سالهاست رسانه ای مثل اینترنت فضا را برای منتقدین باز و بازتر کرده است. اینترنت منتقدینی را تربیت کرده است که می توانند در مورد همه چیز اظهار نظر کنند و نظرشان را جهانی کنند. سادگی نظردهی باعث شده است که هر شخصی از هر قشری به سرعت نظر خود را بگوید. البته این نوع آزادی در گفتار مشکلات بسیاری را بوجود می آورد. غیر تخصصی شدن نقد ها، خاله زنکی بودن نظرها، اظهار نظرهای شخصی، نابود کردن شخصیت فرهنگی هنری و دیدگاه هایی از روی کینه توزی. اگر آزادی بیان را در نظر بگیریم به همه ی مردم یک جامعه حق داده می شود وارد این فضا شوند و نظرات خود را بگویند. که این امر باعث تعامل دوست داشتنی می شود که در کمتر فضایی در جامعه البته به غیر از تاکسی ها حق این اظهار نظرها را دارند. اینترنت تبدیل به فضایی آرمش بخش برای افراد شده است تا بتوانند بدون ترس از هر اتفاقی نقدهای خود را درباره ی سیاست، فرهنگ و هنر، اقتصاد و وضعیت اجتماعی و البته گاهآ نقدهای تند و صریح خود را در این فضا عرضه کنند.


متن‌کامل
ابرهای بارانزا و ماگنولیا/شعری از سارا محدث

در شهری که درختان ِ سیب، از ابرهایش آویزان شده،/سقوط یک سیب به حلق آدم/با توجه به قانون نیوتن،/دیگر اتفاقی ه/ح  وایی محسوب نمی شود...


متن‌کامل
تله/فلش فیکشن/منصوره اشرافی

این طرفت چاه است، آن طرفت چاله، بالای سرت کوه و پایین پایت دره، اگر تکان بخوری میافتی توش. بعد به قلب گنجشک خیره می شدند که تاپ تاپ می‌زد و پاهایش که در هوا خشک و بی حرکت می‌ماند.


متن‌کامل