ZAMIR
zamir.info@gmail.com

 

 

گزارش کارگاه " تغییر و تحول فیلم کوتاه " : جلسه سوم _ کارگردانی فیلم کوتاه (26/1/88)

 

فیلم کوتاه ما از نبود قصه رنج می برد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سومین جلسه از جلسات کارگاه " تغییر و تحول فیلم کوتاه " توسط گروه ضمیر با حضور پژمان بازغی و با موضوع " کارگردانی فیلم کوتاه " برگزار شد. پژمان بازغی در ابتدای جلسه به اعضای کارگاه گفت: " امیدوارم شما از آن فیلمسازانی نباشید که فیلم کوتاه می سازند تا به سینمای بلند راه پیدا کنند. "

 

در ادامه بازغی تعریفی از فیلم کوتاه ارائه داد: " تعریف من از فیلم کوتاه فیلم ساده و روان است در حالی که در جشنواره ها می بینم فیلم های کوتاه به فیلم های نیمه بلند تبدیل شده اند. فیلم هایی که صاحب تکنیک، صاحب کارگردانی خوب هستند اما فاقد قصه می باشند. فیلمسازی کوتاه ما دارد به سمتی پیش می رود که معنای فیلم کوتاه را نمی دهد. فکر می کنم که کلآ فیلم کوتاه ما احتیاج به جمع های کارگاهی دارد. دوره ای که من کار می کردم امکانات حاضر وجود نداشت و حتی جلساتی وجود نداشت که بنشینیم و بحث کنیم. خیلی فیلمنامه های کوتاه برای من می فرستند تا برایشان بازی کنم یکی از دلایلی که برایشان بازی نمی کنم این است که اندیشه ای در فیلمنامه نمی بینم. بیشتر به رخ کشیدن تکنیک و توان کارگردانی است. "

 

کارگردان فیلم کوتاه نفس با اشاره به اولین فیلمی که ساخته است گفت: " اولین فیلمی که ساختم با نام (( مستقیم )) راجع به تاکسی است و در فیلم من یک تاکسی هم وجود ندارد. موضوع جانبازی است که معضل تاکسی دارد و کسی سوارش نمی کند. اتفاق جالبی که در پشت صحنه ی این فیلم رخ داد این بود که همه نگه می داشتند تا این فرد را سوار کنند. وقتی به آقای کیارستمی این قضیه را گفتم که تمام ماشین ها می ایستادند تا فرد را سوار کنند گفت که چرا آن را فیلم نساختی. "

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بازغی در ادامه کارگاه با اشاره به فیلم های کیارستمی گفت: " فیلم پنج کیارستمی را دوست دارم. آقای کیارستمی سبکی را وارد سینمای جهان کرده که شما فیلم تک پلان بسازید اما اعتقاد من بر این است که فیلم باید بر اساس نوع روایتی که می خواهد پلان هایش را بنویسد. شما می توانید قوانین کلاسیک سینما را در فیلم کوتاه رعایت نکنید چون فیلم کوتاه حسش مهمتر از ساختش است. حسش مهمتر از بازی های بازیگران است و مهمتر از تکنیک بکار رفته در فیلم و اگر شما فکر می کنید که در نمایی احتیاج دارید از یک لانگ شات به یک نمای بسته بزنید و تمام آدمهای سینما بگویند که شما نمی توانید این کار را بکنید به نظر من اگر حس درونی تان این اندازه نما ها را می خواهد این کار را بکنید. ما با توجه به موقعیت جغرافیای مان می توانیم بهتر فیلم کوتاه بسازیم. همه جور اتفاقات در کنار ما می افتد. "

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در ادامه کارگاه یکی از اعضا گفت: " ما باید بدانیم که این مسیر کجا می رود؟ مثلآ شاید آقای بازغی بخواهد در جشنواره ای شرکت کند و نخواهند بگویند که من بازیگرم در ایران. می خواهند خود را فیلمساز معرفی کنند. چه معیاری وجود دارد که شما را در کن به عنوان یک فیلمساز بشناسند؟ "

بازغی در پاسخ گفت: " فیلمم مشخص می کند. "

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در ادامه بازغی افزود: " فیلم کوتاه ما از نبود قصه رنج می برد. فیلم کوتاه باید قصه ی خود را پیدا کند و به سمت قصه هایی برود که ساختار پخته تری دارند. "

 

بحث کارگاه در ادامه به سمت کارگاه کیارستمی کشیده شد و اعضای کارگاه با اشاره به این نکته که خیلی از اعضای کارگاه کیارستمی دوباره فیلم های کیارستمی را بازسازی کردند و به نوعی تقلید کردند. بازغی گفت: " در این کارگاه همه می خواهند کیارستمی شوند. آن فرد هیچوقت فیلمسازی خوبی نمی شود. نباید سعی کرد کیارستمی شد باید اندیشه هایش را آموخت. "

 

در انتهای کارگاه پژمان بازغی بازیگر و فیلمساز با نگاهی به مخاطب در فیلم کوتاه صحبت هایش را به پایان رساند : "شما باید هر فیلم کوتاهی که می سازید نسبت به فیلم بعدی تان مخاطب بیشتری داشته باشید. مخاطب در فیلم کوتاه مهم است. فیلم را باید برای مخاطب ساخت ولی نباید تحت تاثیر مخاطب ساخت. "

 

عکاس: محمد پیشنماز

 

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

گزارش کارگاه بررسی تغییر و تحولات فیلم کوتاه: جلسه دوم _ فیلم کوتاه چیست؟ (22/12/87)

 

جلسه دوم کارگاه بررسی تغییر و تحولات فیلم کوتاه توسط گروه ضمیر برگزار شد. در ابتدای جلسه مجید مصاحبی به تولید فیلم کوتاه در ایران اشاره کرد. او همچنین خاطر نشان کرد: تولید فیلم کوتاه در ایران زیاد است و فیلم های کوتاهی که در ایران تولید می شود به پنج هزار فیلم می رسد. در ادامه این بحث یکی از اعضای کارگاه گفت: البته در ایران فیلم کوتاه زیاد تولید می شود اما باید ببینیم چقدر از این فیلم ها واقعآ فیلم کوتاهند؟ وی ادامه داد: شاید به 100 فیلم نرسد.

 

دبیر جشنواره بین المللی آسا همچنین گفت: گاهآ فیلمهای کوتاهی تولید می شوند که از فیلم بودن فقط تیتراژ آغاز و پایان دارند و اینها وارد جریان فیلم کوتاه می شوند. شاید یکی از عواملی که خیلی ها فیلم کوتاه نمی خواهند ببینند همین مسئله است.

 

مجید مصاحبی در ادامه نظر اعضای کارگاه را در مورد عنوان جلسه جویا شد. وی گفت: تعریفی از فیلم کوتاه ارائه دهید و بگوئید فیلم کوتاه چیست؟ اولین عضو کارگاه در یک کلمه فیلم کوتاه را اس ام اس نامید و گفت: در قدیم ما چهار صفحه نامه می نوشتیم. امروز با اس ام اس می توان مختصر همان حرف را مطرح کرد. عضو دیگری در کارگاه ادامه داد: اگر شما یک جریان برق قوی را از یک سیمی که برای باطری قلمی طراحی شده است رد کنید آن سیم می سوزد و کابرد خود را هم از دست می دهد تا اینکه یک باطری قلمی را به کابل برق وصل کنید. فیلم کوتاه نسبت به آن تایمی که دارد کاربرد دارد و نمی توان و نباید در فیلم کوتاه حرف هایی زد که در آن تایم نمی گنجد. یکی دیگر از اعضای کارگاه با اشاره به اینکه با نظر بقیه موافق است گفت: فیلم کوتاه می تواند یک زبان عمومی و بین المللی ایجاد کند تا فیلمسازان از طریق این زبان حرف های خود را بیان کنند.

 

کارگاه، با مطرح کردن سئوال یکی از اعضا ادامه یافت. وی گفت: ما از فیلم کوتاه چه می خواهیم؟ آیا به عنوان راهی برای رسیدن به سینمای بلند یا خود فیلم کوتاه مهم است و مخاطب خاص خود را دارد؟ مجید مصاحبی در پاسخ گفت: مثلآ اگر ما حرفه ای سینما باشیم، حرفه مان سینما ست و از طریق آن نیز مشهور می شویم و در سینما نیز می میریم. این مسئله مطمئنآ فعلآ در سینمای کوتاه شکل نخواهد گرفت. یعنی ما اگر ما حرفه ای فیلم کوتاه کار کنیم و بخواهیم حرفه ای هم سینما را دنبال کنیم این دو نمی تواند در کنار هم باشد. می توانیم شغل دیگری داشته باشیم و حرفه ای فیلم کوتاه را دنبال کنیم.

 

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

گزارش جلسه کارگاه بررسی تغییر و تحولات فیلم کوتاه: جلسه اول ـ فیلم کوتاه در ایران، با حضور شهرام مکری (15/12/87)

 

از ورک شاپ کیارستمی تا چارچنگولی

در ابتدای جلسه، مجید مصاحبی از حاضرین در جلسه خواست تا خود را بیشتر معرفی کنند. یکی از شاگردان در ورک شاپ عباس کیارستمی فیلمی ساخته بود و در مورد آن توضیحاتی برای کارگاه ارائه کرد. مجید مصاحبی بعد از پایان معرفی اعضای حاضر در کارگاه، از شهرام مکری پرسید: "فیلم کوتاه نیازی به آکادمیک شدن دارد یا نه؟" کارگردان فیلم کوتاه محدوده دایره در پاسخ به این سئوال گفت:" راه های مختلفی بوده است و مثال های زیادی می توانیم بزنیم که دانش آکادمیک نداشته اند. نسخه ی واحدی وجود ندارد. هر کسی متد خاص خودش را دارد.فیلمساز کوتاه باید راه خودش را پیدا کند. البته من هیچوقت نمی گویم دانشگاه بد است؛ کسی که دانشگاه می رود می تواند با همکلاسیهایش برود بیرون و بتواند همفکرهایش را ملاقات کند. در واقع دانشگاه می تواند یک پاتوق سینمایی باشد."

شهرام مکری در ادامه با مقایسه فیلمسازی در ایران و آمریکا و با اشاره به این نکته که مثلآ در فیلمسازی استودیویی، فیلمساز برای چند سال قرارداد می بندد تا 3 فیلم بسازد. چنین چیزی در ایران وجود ندارد اما کم کم در حال رشد است. مثلآ پروژه هایی را در آینده خواهیم دید که از نظام استودیویی پیروی می کنند. ممکن است بشنوید جلوه های ویژه فیلم بعدی یک کارگردان ایرانی هنگ کنگی است.

کارگردان فیلم "اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر" با مطرح کردن نظام اروپایی گفت: " ورک شاپ خوب است همچنان که در اروپا هم به صورت ورک شاپی کار می کنند به همین جهت کارگاه عباس کیارستمی هم تاثیر گذار است. در اروپا فرم و ایده مهم است."

مکری ادامه داد: "در قدم اول باید تکلیفمان را مشخص کنیم. فیلمهایی را که دوست داریم چیست؟ و آن نوع سینما کجا وجود دارد؟ ما در ایران مغزهای آشفته ای داریم و نظم وجود ندارد. سریع می گوییم این سینما را دوست داریم. در واقع اگر فیلمساز بخواهد پارک ژوراسیک بسازد نباید برود کارگاه کیارستمی اگر فیلمهای مستقل بخواهیم بسازیم این نوع ورک شاپ ها خوب است."

کارگردان "آندوسی" با پرداختن به تاریخ فیلم کوتاه در ایران به جریان فیلمسازی قبل از انقلاب در سالهای 1345 به بعد اشاره کرد: "قبل از انقلاب سینمای گیشه ای و استودیویی که با سوپر استارها کار می کرد و به دنبال گیشه بود در مقابل کانون پرورش فکری قرار داشت. که فیلمهای آن دوره با محوریت قرار دادن کوکان این سینما را از سینمای گیشه ای جدا می کرد. بعد از آن نگره ی مولف را به ایران آوردند. فیلم هایی مثل شب قوزی فرخ غفاری و یا فیلم های ابراهیم گلستان و... تبدیل به موج نو سینمای ایران شدند. آنها اعتقاد داشتند که باید کارگردان را پررنگ کنیم. به همین جهت به زعم ما ایرانی ها فیلم هایی خوب هستند که نگاه کارگردان در آن باشد و کارگردان استودیویی فقط دکوپاژ می کند. ما با این نگاه بزرگ شدیم. نگاهی که در مجله فیلم، تلویزیون و کلاسها رشد کرد. به نظر می رسد حالا فیلمساز صاحب فکر داریم اما تعداد آنها به پنج تا نمی رسد. هم در فیلمسازان صاحب اندیشه دچار مشکل هستیم و هم در استودیویی. سینمای ملی نداریم، سینمای ژانر نداریم، سینمای بومی هم نداریم. 30 سال است که می گویند سینمای استودیویی بد است. به همین خاطر دیگر فیلم استودیویی نداریم. ترکیه حاضر نیست از ما فیلم بخرد. چون سینمای استودیویی نیست. ما به سمت سینمای استودیویی نرفتیم. سینمای ایده هم دیگر نداریم یعنی سینمای اگزوتیک دیگر ته کشیده است. سینمای ایده محور در صورتی می تواند پا بر جا بماند که ایده داشته باشد. سینمای اگزوتیک هم تمام می شود. پس باید به سمت سینمایی نو رفت."

مجید مصاحبی، دبیر جشنواره بین المللی آسا در ادامه صحبت های شهرام مکری گفت: "سینما ارزان نیست. باید سینمای تکنولوژی محور در کنار سینمای ایده محور باشد و هر دو با هم تلفیق شود که این موج جدیدی از سینما را ایجاد می کند. مثل ماتریکس که تلفیقی از این دو است."

مکری درباره مخاطبان فیلم کوتاه گفت: " در دنیا مخاطبان فیلم کوتاه اینترنتی هستند. فیلم را در اینترنت برای دانلود می گذارند و مخاطب به حساب فیلمساز پول واریز می کند. باید دیگر از فیلم ساختن نترسید و یا از پخش محدود فیلم کوتاه دلسرد نشویم. با دیدن درباره الی دیگر نباید از این چیزها ترسید. این فیلم تنه می زند به فیلم های روز دنیا. فیلمی بین المللی است. ما هنرپیشه بین المللی داریم، کارگردان بین المللی داریم. افق دیدمان را باید از اکران در ایران و جشنواره های ایران گسترده تر کنیم. باید مرزها را بشکنیم. در ابتدا فیلم های عباس کیارستمی را هیچکس نگاه نمی کرد. او خودش برای فیلم ها ارزش قائل می شد و تلاش می کرد و در انتها هم موفقیت بین المللی کسب کرد. بسیاری فکر می کنند فیلم های کیارستمی دیده نشده اند. در حالی که آنها گیشه و اکران در ایران را می بینند. آیا مخاطب یعنی مخاطب گیشه ای؟ مخاطب کیارستمی کم نیست. اگر کپی رایت داشتیم و شرکتی آمار فروش دی وی دی و سی دی های عباس کیارستمی را می داد شاید از مخاطب فیلم چارچنگولی هم بیشتر باشد. شاهکار دیده می شود حتی اگر اکران نشود. "

کارگردان فیلم کوتاه، شهرام مکری در ادامه گفت: " محدود کردن درست است. باید خودتان را محدود کنید. اگر تدوینگر ندارید فیلم یک پلانی بسازید. راهی که ورک شاپ کیارستمی می رود درست است. محدود کردن فیلمساز به یک موضوع. مثلآ تاکسی و یا باد و درخت و... "

شهرام مکری همچنین درباره تاریخ فیلم کوتاه در ایران تاکید کرد: " در فیلم کوتاه جریان سینمای آزاد و سینمای کانون بوجود آمد. در سینمای آزاد کارگردانانی مثل: کیانوش عیاری و مهدی صباغ زاده بودند و سینمای کانون کیارستمی. که بعد ها سینمای آزاد شد سینمای جوان. در دهه ی 70 مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی با مدیریت محمد آفریده تحولی را در فیلم کوتاه بوجود آورد. سینمای کوتاه گرایش به بین المللی شدن داشت و فیلمسازان جشنواره ای را تربیت کرد. در دهه 80 فیلمسازان کوتاه دیگر جشنواره ای نبودند بلکه بیشتر دانش آموختگان سینما بودند و تاثیرات سینمای روز دنیا را می توان در آثارشان دید. مثل: عاطفه خادم الرضا و آیدا پناهنده. "

با رسیدن به دقایق پایانی جلسه مجید مصاحبی از اعضا کارگاه خواست تا سئوال های خود را مطرح کنند. یکی از اعضا سئوالش را اینطور بیان کرد: " آقای مکری شما از سینمای کوتاه شروع کردید و به سینمای بلند آمدید. آیا دوباره فیلم کوتاه می سازید؟ "

مکری پاسخ داد: " بله بر می گردم. یک ایده ی کوتاه دارم که می خواهم بسازم. درست است فاصله بین فیلم کوتاه هایم زیاد است اما دوست دارم ایده قوام پیدا کند و بعد ساخته شود. عجله ای برای ساخت فیلم ندارم. ضمن اینکه یک فیلم بلند هم می خواهم بسازم. فیلم کوتاه را جدی می گیرم چون فکر می کنم جریان روشنفکرانه تری است نسبت به سینمای بلند. "

در پایان دوست دیگری با اشاره به این نکته که برای دیدن فیلم بلند شهرام مکری اشکان، انگشتر متبرک و چند داستان دیگر ساعت ها در صف ایستاده است و بلیط هم گیر نیاورده از اکران این فیلم پرسید. که مکری گفت: " پائیز امسال شاید اکران شود. "

 


‌‌