Cafédastan intends to publish short stories, poems, articles and translated texts. Please email us your literary texts to cafedastan@gmail.com . Your texts would be published after acceptance and edition (if needed). Please pay attention that many texts are sent everyday so probably it would take some times for online publication of your work.
نشر کتاب مس برگزار میکند:
خوانش
داستان کوتاه «آشنایی با ادبیات مدرن»
شروع
کلاسها 15 بهمنماه
ظرفیت:
بسیار محدود
مکان:
کتابفروشی نشر مس
از هم
اکنون میتوانید ثبت نام کنید.
فروشگاه نشر کتاب مس: تهران، شهرک اکباتان، فاز1، بلوک سی2، جنب ورودی 12، تلفن 44659035
برادرم رمضان
نویسنده: تینا محمدحسینی
انتشارات: آگه
چاپ اول: ۱۳۹۰
تعداد صفحات: ۹۶
قیمت: ۲۵۰۰ تومان
درباره برادرم رمضان:
این مجموعه داستان بعد از دو سال رفتوآمد میان
ناشر و اداره کتاب و حذف دو داستان آن سرانجام منتشر شد. علت طولانی شدن زمان
انتشار آن نیز به موضوع طولانی شدن روند صدور مجوز انتشار آن
برمیگردد.
"برادرم رمضان" در خانه ادبیات افعانستان
قضاوت در مورد مجموعه داستان کوتاه "برادرم رمضان" را به آینده میگذاریم اما
باور داریم که نثر روان و یک دست این مجموعه و ایدههای تازه و خلاقانهاش، هر
خوانندهای را مجذوب خواهد کرد.
نویسندگان، شاعران و مترجمانی که تمایل دارند اثرشان را در کافه داستان به نمایش بگذارند میتوانند با ایمیل کافه داستان تماس حاصل نمایند.
صفحه مجموعه داستان "آنالی" در سایت نشر آگه
آنالی
نویسنده: مینو عبدالله پور
انتشارات: آگه
چاپ اول: ۱۳۸۹
قیمت: ۳۳۰۰ تومان
برای خداحافظی هیچ وقت دیر نیست
گردآوری:الهه
رضوانی
انتشارات: سخن گستر
چاپ اول: ۱۳۸۹
قیمت: ۲۰۰۰ تومان
اداره
پست
نویسنده: چارلز بوکوفسکی
ترجمه: علیرضا اجلّی
زنان معمولآ قشری از جامعه را تشکیل می دهند که در مورد آنها حرف و حدیث های زیادی وجود دارد! عده ای از آنها به عنوان پله های ترقی استفاده کرده و با دادن شعارهای فمنیستی راه را برای پیشبرد هدف های خود هموار می کنند. در مقابل با عده ی دیگری مواجه هستیم که مانند دیوار بتونی روبروی زنان می ایستند و زنان را فقط در چارچوب آشپرخانه می بینند و دسته آخر عده ی کمی هستند که با نگاه واقع بینانه به مسائل این جنس خاموش اما کلیدی جامعه نگاه می کنند.
در تمام جوامع بشری یکی از مهم ترین هدف های دولتمردان، ایجاد امنیت برای مردان، زنان و کودکان است. مردان به علت قبول یک سری از واقعیت ها مانند نیروی جسمانی قوی، ترس از ریختن آبرو و... خود نه به راحتی ولی توانایی حفظ امنیت خود را تا سطح خیلی بالایی دارند. اما متاسفانه به علت دیدگاه های سنتی که هنوز در برخی از جوامع شاهد آن هستیم. زنان برای تامین امنیت خود دچار مشکلات زیادی هستند. متاسفانه با تربیت غلطی که از همان زمان بچگی شروع می شود زن را یک موجود وابسته به غیر بار می آورند. ابتدا وابسته به خانواده ( پدر یا برادر ) و بعد هم وابسته به شوهر. به هر حال در تمام طول زندگی این گونه زنان، یک نوع وابستگی به مرد وجود دارد و خود این یکی از هزاران دلیل نداشتن اعتماد بنفس از طرف زنان می باشد.
ما روزانه شاهد آزارهای جسمی، روحی فراوانی از طرف مردان نسبت به زنان می باشیم و متاسفانه حتی شاهد آزارهایی که از طرف زنان به زنان نیز می رسد هستیم. و در واقع " از ماست که بر ماست "
شاید یکی از رایج ترین آزارهایی که روزانه اخبار آن را می شود از هر کجا دریافت کرد. تجاوز باشد. ولی مهم ترین آزارهای جنسی که روزانه بارها و بارها شاهد آن هستیم آزارهای جنسی خیابانی است. آزارهای جنسی تنها به تجاوز ختم نمی شود بلکه می توان به ازارهای کلامی، لمس شدن های ناخواسته و تبعیض های جنسیتی اشاره کرد. که مانند یک تجاوز می توانند در روح و روان زن تاثیرات منفی جبران ناپذیری گذارد. وقتی یک زن در کوچه یا خیابان خلوتی راه می رود و در پشت او صدای قدم هایی می آید و کم کم این صدای قدم هاست که با صدای ضربان قلب او یکی می شود.
بله، این یک زن تنهاست که حتی حق دفاع از خود را هم ندارد چون از هیچ کجا، حتی از جانب قانون هم حمایت نمی شود! قانونی که مدعی تامین امنیت برای اوست! متاسفانه و باز هم متاسفانه هر روزه شاهد خفقان بیشتری از طرف زنان هستیم. چون زنان ما یاد گرفته اند که ساکت شوند تا آبرویشان حفظ شود یا به عبارت دیگر انگشت نما شوند.
زنان حتی حق فریاد زدن هم ندارند! وقتی که در خیابان، تاکسی یا حتی اتوبوس، که مدعی هستند برای حفظ امنیت و راحتی، حریم شخصی برای این قشر در نظر گرفته اند مورد لمس شدن های ناخواسته قرار می گیرند. برای اینکه می دانند هیچ مرجعی برای حمایت آنها وجود ندارد این بار روانی سنگین را تحمل می کنند و ساکت می شوند. مانند تمام عمرشان که سکوت را تجربه کردند.
آنوقت از طرف برخی از مراجع عامل فساد هم معرفی می شوند! آنقدر این فشارها را تحمل کردیم که کار به جایی رسید که این رفتارها شدند " هنجار اجتماعی". بعضی از مردان مدعی هستند که خود زنان چنین زمینه ای را فراهم می کنند! مگر از رفتاری که هنجار بشود می توان توقع غیر از این داشت؟
کافه داستان داستان کوتاه، شعر، مقاله و ترجمه منتشر میکند. آثار خود را برای ما به ایمیل cafedastan@gmail.com ارسال نمایید. اثر بعد از تائید و ویرایش در صورت نیاز، منتشر میشود. دقت فرمائید آثار زیادی روزانه ارسال میشود و امکان دارد اثر شما در نوبت قرار بگیرد و تا انتشار اثر مدتی طول بکشد.
اما ماهنامه: هر ماه یک داستان (انتخابی)، دو شعر (انتخابی)، داستان ترجمه، شعر ترجمه، مقاله و نقد، گزارش خواهیم داشت. شماره دوم ماهنامه اول اسفند منتشر خواهد شد. نویسندگان، شاعران و مترجمان میتوانند تا 25 بهمن ماه آثار خود را برای ما ارسال کنند. به ایمیل: cafedastan@gmail.com و یا alireza.ajali@gmail.com آثار خود را ارسال کنید. عنوان آثار رسیده، برای اطمینان نویسنده در کافه داستان درج خواهد شد. توجه داشته باشید هر اثری از این تاریخ برای کافه داستان ارسال شود برای ماهنامه بررسی خواهد شد. منتظر آثار زیبای شما فرهیختگان هستیم.
گفت و گو
گفت و گو با امیر حسین یزدان بد
پس چرا این همه تنش هست؟ وقتی در مورد ادبیات جوان صحبت میکنیم، در این قشر حجم نارضایتی خیلی بالاست. بخش عمدهایش هم تقصیر آن جوان نویسنده نیست. از طرفی، از این جهت که پول جدی در میان نیست و طبیعتاً رقابتها به خصوص برای جوانها غیر اقتصادیست، شکل حرفهای هم ندارد و صنفی پیش نمیرود.
البته اعتقاد ندارم
ادبیات و شعر و داستان تعریفی داشته باشد. تعریفهای کتابها بیشمار است. ادبیات
خوانده میشود چون انسانها نیاز به یک دستگاه حقیقت یاب دارند و خود همهی
زندگیها را نمیتوانند زندگی کنند و باید کسانی همچون نویسنده وجود داشته باشند که
داستانِ بودنها و حسرتها و رنجها را روایت کنند و روایت ادبی انسان را انسانتر
میکند.
هر اثري كه خلق مي شود خود به تنهايي عملي شاهكارانه است. بايد ديد هر اثر چه مفهومي را دربردارد. چرا قرن هاست از "هملت" به عنوان شاهكار شكسپير نام میبرند؟ آيا شما از خواندن آثارو يا نمايشنامه هاي ديگر لذت نبرده ايد و برايتان مفهومي تر نبوده است؟
ساختار شکنی ، نگاه متفاوت ، چند صدائی و... همه ی این ها نیاز مند یک بستر قوی ست. وقتی اشعار از دوره ی کلاسیک به نیمایی می رسند و بعد از آن وزن هم برداشته می شود و به شعر سپید تن می دهد نشان از این دارد که طی این دوره ها این نیاز را در خودش دیده که برای رساندن صدایش ضوابط خشک و دست و پاگیر را از میان بردارد و به یک درجه از لمس برسد. یعنی عین تجربه! حالا چرا خیلی از اشعاری که ما به اسم پست مدرن در ایران می خوانیم این قابلیت را ندارد؟