Cafédastan intends to publish short stories, poems, articles and translated texts. Please email us your literary texts to cafedastan@gmail.com . Your texts would be published after acceptance and edition (if needed). Please pay attention that many texts are sent everyday so probably it would take some times for online publication of your work.
نشر کتاب مس برگزار میکند:
خوانش
داستان کوتاه «آشنایی با ادبیات مدرن»
شروع
کلاسها 15 بهمنماه
ظرفیت:
بسیار محدود
مکان:
کتابفروشی نشر مس
از هم
اکنون میتوانید ثبت نام کنید.
فروشگاه نشر کتاب مس: تهران، شهرک اکباتان، فاز1، بلوک سی2، جنب ورودی 12، تلفن 44659035
برادرم رمضان
نویسنده: تینا محمدحسینی
انتشارات: آگه
چاپ اول: ۱۳۹۰
تعداد صفحات: ۹۶
قیمت: ۲۵۰۰ تومان
درباره برادرم رمضان:
این مجموعه داستان بعد از دو سال رفتوآمد میان
ناشر و اداره کتاب و حذف دو داستان آن سرانجام منتشر شد. علت طولانی شدن زمان
انتشار آن نیز به موضوع طولانی شدن روند صدور مجوز انتشار آن
برمیگردد.
"برادرم رمضان" در خانه ادبیات افعانستان
قضاوت در مورد مجموعه داستان کوتاه "برادرم رمضان" را به آینده میگذاریم اما
باور داریم که نثر روان و یک دست این مجموعه و ایدههای تازه و خلاقانهاش، هر
خوانندهای را مجذوب خواهد کرد.
نویسندگان، شاعران و مترجمانی که تمایل دارند اثرشان را در کافه داستان به نمایش بگذارند میتوانند با ایمیل کافه داستان تماس حاصل نمایند.
صفحه مجموعه داستان "آنالی" در سایت نشر آگه
آنالی
نویسنده: مینو عبدالله پور
انتشارات: آگه
چاپ اول: ۱۳۸۹
قیمت: ۳۳۰۰ تومان
برای خداحافظی هیچ وقت دیر نیست
گردآوری:الهه
رضوانی
انتشارات: سخن گستر
چاپ اول: ۱۳۸۹
قیمت: ۲۰۰۰ تومان
اداره
پست
نویسنده: چارلز بوکوفسکی
ترجمه: علیرضا اجلّی
وقتی خبر حضور بازیگر ایرانی در هالییود را در رسانه ها خواندیم همه مان مو به تنمان راست شد. یک ایرانی در نقش مقابل دی کاپریو. بازیگر با استعداد ایرانی. آن دختربچه درخت گلابی، یادش بخیر آنجا هم می خواست برود. امروز هم که رفت شاید اندوه همه مان کم از آن پسر عاشق نباشد که با رفتن دختربچه درخت گلابی گریست.
سالهاست رسانه ای مثل اینترنت فضا را برای منتقدین باز و بازتر کرده است. اینترنت منتقدینی را تربیت کرده است که می توانند در مورد همه چیز اظهار نظر کنند و نظرشان را جهانی کنند. سادگی نظردهی باعث شده است که هر شخصی از هر قشری به سرعت نظر خود را بگوید. البته این نوع آزادی در گفتار مشکلات بسیاری را بوجود می آورد. غیر تخصصی شدن نقد ها، خاله زنکی بودن نظرها، اظهار نظرهای شخصی، نابود کردن شخصیت فرهنگی هنری و دیدگاه هایی از روی کینه توزی.
اگر آزادی بیان را در نظر بگیریم به همه ی مردم یک جامعه حق داده می شود وارد این فضا شوند و نظرات خود را بگویند. که این امر باعث تعامل دوست داشتنی می شود که در کمتر فضایی در جامعه البته به غیر از تاکسی ها حق این اظهار نظرها را دارند. اینترنت تبدیل به فضایی آرمش بخش برای افراد شده است تا بتوانند بدون ترس از هر اتفاقی نقدهای خود را درباره ی سیاست، فرهنگ و هنر، اقتصاد و وضعیت اجتماعی و البته گاهآ نقدهای تند و صریح خود را در این فضا عرضه کنند.
رویکردی که به تازگی و در کمتر از یکسال اخیر با آن مواجهیم پررنگ تر شدن حضور افرادی متخصص و غیر متخصص در حیطه های هنر و ادبیات و شعر است. خوب سایت های ادبی و فرهنگی هنری بسیار پر مایه ای در اینترنت یافت می شود که به واقع دست همه شان را به گرمی می فشاریم. اما چطور باید در این فضای آزاد درست حرکت کرد؟ و آیا ساختار در این فضای باز معنایی دارد؟
اگر از تمام ساختار ها گذر کنیم نمی توانیم از تنها ساختار مهم رد شویم. و آن نظارت مدیر سایت و یا سردبیر بر آثار منتشر شده است. مدیر سایت با رعایت اصول تخصصی که شامل: پرمایه بودن، رعایت نکات فنی و ویرایشی و... سعی در پیشبرد اهداف سایت اش دارد.
اما اکنون وضع به گونه ای دیگر شده است. دیگر خودمان را گم کرده ایم و این فضای باز بعضی ها را به شخصیت پارانوئیدی تبدیل کرده است. ترس جمعی که محصول ذهن عامی شده ی رسانه ای است باعث این بیماری خطرناک شده است. به سایت خوابگرد اقای سید رضا شکراللهی که نگاهی بیاندازید مردم مانده در مردابی را میبینید که منتخب جامعه ی ایرانی هستند و در باره ی یک نظر چند خطی درباره ی گلشیفته فراهانی چه بلاها که بر سر مدیر سایت نیاورده اند و ربط اش نداده اند به هر چیز غیر از آن چیز که باید باشد. گسترش بی توجهی به دیگری و خود شیفتگی و شخصیت های پارانوئیدی به وضوح دیده می شود.
نگاه های تند و عصبی و قاطعانه به شدت نمایان می شود و روشنفکران منتخب به دور از نسبیت به سمت قطعیت افراطی مضحکانه ای روی آورده اند. از دیدی دیگر مردم فارسی زبان و احساسی ایران با توهمی بی جا فکر می کنند: حالا در اینترنت می توان روی سرنوشت بازیگر (گلشیفته فراهانی) نظر بدهند. نظرات غیر تخصصی و بی مایه. کاش به جای اینکه او را نماد کنیم و ربط اش بدهیم به سیاست و تاریخ و اجتماع، بدانیم که او یک هنرمند است. به ریدلی اسکات فکر کنیم و اینکه چرا از بین اینهمه بازیگر ایرانی او را انتخاب کرد. به آینده ی او. روی این تمرکز کنیم که چرا رفت؟ نه اینکه چه لباسی پوشیده یا...
در آخر امیدوارم گلشیفته فراهانی پا را از هالیوود فراتر بگذارد و به سمت سینمای اروپا قدم گذارد و هیچگاه به هالیوود به عنوان خانه ی آخر نگاه نکند.
کافه داستان داستان کوتاه، شعر، مقاله و ترجمه منتشر میکند. آثار خود را برای ما به ایمیل cafedastan@gmail.com ارسال نمایید. اثر بعد از تائید و ویرایش در صورت نیاز، منتشر میشود. دقت فرمائید آثار زیادی روزانه ارسال میشود و امکان دارد اثر شما در نوبت قرار بگیرد و تا انتشار اثر مدتی طول بکشد.
اما ماهنامه: هر ماه یک داستان (انتخابی)، دو شعر (انتخابی)، داستان ترجمه، شعر ترجمه، مقاله و نقد، گزارش خواهیم داشت. شماره دوم ماهنامه اول اسفند منتشر خواهد شد. نویسندگان، شاعران و مترجمان میتوانند تا 25 بهمن ماه آثار خود را برای ما ارسال کنند. به ایمیل: cafedastan@gmail.com و یا alireza.ajali@gmail.com آثار خود را ارسال کنید. عنوان آثار رسیده، برای اطمینان نویسنده در کافه داستان درج خواهد شد. توجه داشته باشید هر اثری از این تاریخ برای کافه داستان ارسال شود برای ماهنامه بررسی خواهد شد. منتظر آثار زیبای شما فرهیختگان هستیم.
گفت و گو
گفت و گو با امیر حسین یزدان بد
پس چرا این همه تنش هست؟ وقتی در مورد ادبیات جوان صحبت میکنیم، در این قشر حجم نارضایتی خیلی بالاست. بخش عمدهایش هم تقصیر آن جوان نویسنده نیست. از طرفی، از این جهت که پول جدی در میان نیست و طبیعتاً رقابتها به خصوص برای جوانها غیر اقتصادیست، شکل حرفهای هم ندارد و صنفی پیش نمیرود.
البته اعتقاد ندارم
ادبیات و شعر و داستان تعریفی داشته باشد. تعریفهای کتابها بیشمار است. ادبیات
خوانده میشود چون انسانها نیاز به یک دستگاه حقیقت یاب دارند و خود همهی
زندگیها را نمیتوانند زندگی کنند و باید کسانی همچون نویسنده وجود داشته باشند که
داستانِ بودنها و حسرتها و رنجها را روایت کنند و روایت ادبی انسان را انسانتر
میکند.
هر اثري كه خلق مي شود خود به تنهايي عملي شاهكارانه است. بايد ديد هر اثر چه مفهومي را دربردارد. چرا قرن هاست از "هملت" به عنوان شاهكار شكسپير نام میبرند؟ آيا شما از خواندن آثارو يا نمايشنامه هاي ديگر لذت نبرده ايد و برايتان مفهومي تر نبوده است؟
ساختار شکنی ، نگاه متفاوت ، چند صدائی و... همه ی این ها نیاز مند یک بستر قوی ست. وقتی اشعار از دوره ی کلاسیک به نیمایی می رسند و بعد از آن وزن هم برداشته می شود و به شعر سپید تن می دهد نشان از این دارد که طی این دوره ها این نیاز را در خودش دیده که برای رساندن صدایش ضوابط خشک و دست و پاگیر را از میان بردارد و به یک درجه از لمس برسد. یعنی عین تجربه! حالا چرا خیلی از اشعاری که ما به اسم پست مدرن در ایران می خوانیم این قابلیت را ندارد؟