Cafédastan intends to publish short stories, poems, articles and translated texts. Please email us your literary texts to cafedastan@gmail.com . Your texts would be published after acceptance and edition (if needed). Please pay attention that many texts are sent everyday so probably it would take some times for online publication of your work.
نشر کتاب مس برگزار میکند:
خوانش
داستان کوتاه «آشنایی با ادبیات مدرن»
شروع
کلاسها 15 بهمنماه
ظرفیت:
بسیار محدود
مکان:
کتابفروشی نشر مس
از هم
اکنون میتوانید ثبت نام کنید.
فروشگاه نشر کتاب مس: تهران، شهرک اکباتان، فاز1، بلوک سی2، جنب ورودی 12، تلفن 44659035
برادرم رمضان
نویسنده: تینا محمدحسینی
انتشارات: آگه
چاپ اول: ۱۳۹۰
تعداد صفحات: ۹۶
قیمت: ۲۵۰۰ تومان
درباره برادرم رمضان:
این مجموعه داستان بعد از دو سال رفتوآمد میان
ناشر و اداره کتاب و حذف دو داستان آن سرانجام منتشر شد. علت طولانی شدن زمان
انتشار آن نیز به موضوع طولانی شدن روند صدور مجوز انتشار آن
برمیگردد.
"برادرم رمضان" در خانه ادبیات افعانستان
قضاوت در مورد مجموعه داستان کوتاه "برادرم رمضان" را به آینده میگذاریم اما
باور داریم که نثر روان و یک دست این مجموعه و ایدههای تازه و خلاقانهاش، هر
خوانندهای را مجذوب خواهد کرد.
نویسندگان، شاعران و مترجمانی که تمایل دارند اثرشان را در کافه داستان به نمایش بگذارند میتوانند با ایمیل کافه داستان تماس حاصل نمایند.
صفحه مجموعه داستان "آنالی" در سایت نشر آگه
آنالی
نویسنده: مینو عبدالله پور
انتشارات: آگه
چاپ اول: ۱۳۸۹
قیمت: ۳۳۰۰ تومان
برای خداحافظی هیچ وقت دیر نیست
گردآوری:الهه
رضوانی
انتشارات: سخن گستر
چاپ اول: ۱۳۸۹
قیمت: ۲۰۰۰ تومان
اداره
پست
نویسنده: چارلز بوکوفسکی
ترجمه: علیرضا اجلّی
فرناز حسینی
وقتی صحبت از دنیای مدرن و پیشرفته میکنیم. وقتی از نجات کره زمین، از گرمایش زمین حرف میزنیم. وقتی صحبت از رسیدن به سرزمین های ناشناخته و سیاره ها میکنیم. از حقوق بشر و آزادی سخنی به میان میآوریم. صحبت از کودکانی میکنیم که هر سه ثانیه یکی از آنها میمیرد و وقتی صحبت از... میکنیم! به نظر شبیه دلقک هایی میشویم که در سیرک مردم را سرگرم میکنند.
کودکی را از آفریقا یا کشورهای فقیر به سرپرستی قبول میکنیم؛ بعد او را وارد دنیای مصرف گرا کرده و برایش لباس مارکدار میخریم. در حالی که تا هفته پیش خطر ابتلا به ایدز، سوء تغذیه و مالاریا او را تهدید میکرده. او را در محیطی بزرگ میکنیم که یادش برود خواهران و برادرانش به کجا رفته اند. خواهرش در فلان شهر اروپایی و زمانی که پنج سالش بوده به سفارش فلان فاحشه خانه فلان شهر قاچاق شده و برادرش الان یک کودک سرباز است و دارد نسل کشی میکند! این است دنیای مدرن ما، این است وظایف سفیران صلح ما.
صنعت توریسم تایلند میشود فاحشه خانه هایش و دولت نیز حمایت کامل خود را اعلام میدارد. این است رهاورد مدرنیته و مصرف گرایی. واقعاً چه بر سر ما آمد که به اینجا رسیدیم؟ از کی شروع به خودکشی کردیم؟ تا کجا میخواهیم دلقک های توی سیرک باشیم؟ با نگاه اجمالی بر تاریخ بشر تا قبل از جنگ جهانی دوم به نکته جالبی بر میخوریم؛ گویی مردم متفکر بعد از جنگ شروع به تمام شدن کردند! روانشناس بزرگی مثل فروید متعلق به قبل از جنگ جهانی دوم است یا گوستاو فروبه یا نقاشی مانند ونگوگ که پایه گذار 2 سبک از نقاشی بود. گریفیث، آیزنشتاین و... !
بعد از جنگ جهان به سمت صنعتی شدن روی آورد. البته خود جنگ پایه گذار یک سری تفکر و منش شد اما به صورت کلی شاید آنقدر تاثیر گذار نبود. واقعاً چه اتفاقی برای نسل بشر افتاد که به اینجا رسید؟ در سال 2010 و اینقدر پوچ؟ وقتی در کودکی فیلم ترمیناتور را دیده بودم و خبر از آینده ای تاریک برای بشر به خاطر اختراع رباط و موجودات کرات دیگر میداد میترسیدم. هنوز هم وقتی خبر اختراع یک رباط را میشنوم میترسم. اما واقعاً این بشر است که وظیفه رباط ها را در حال حاضر به دوش میکشد. آنها هیچ نیستند. این بشر است که شروع به رباط شدن کرده است. از زمانی که دنیای ماشینی را خلق و زندگی مصرفی را آغاز کرد.
ولی آغاز کجا بود؟ چرا بشر متفکر، به خود فروشی آن هم از نوع پست مدرن رسید؟ چرا مردم قبایل آدم خوار را میکشیم و خود جنین انسان سرخ شده میخوریم؟ چون ما ساعت سوئیسی میبندیم. لباسمان دی اند جی است. ماشینمان بنز است. ولی آنها لباس ندارند. ساعتشان آفتاب است. ماشین سوار نمیشوند. موبایل و اینترنت ندارند. چرا انجمن حمایت از حیوانات تشکیل میدهیم آنوقت خون مغز بچه میمون زنده را میخوریم؟ چون ما مصرف گرا هستیم. این توجیهی است برای اینکه دلقک باشیم؟ در کتاب پازولینی از زبان پازولینی در جایی او میگوید: "من روزی امیدم به کارگران کشورهای جهان سوم بود تا ما را از این زندگی مصرفی نجات دهند..." اما چرا این اتفاق نیفتاد و خود این کارگران، طبقه بورژوا را تشکیل دادند؟ به نظر من اتفاقی که افتاد البته نه از همان اول، کم کم آگاهانه پیش رفت و مانند یک سم در رگهای بشریت تزریق شد قطره قطره و نسل به نسل و هیچ عجله ای هم در کار نبود؛ چون میدانستند با ابزاری که در دستشان بود میتوانستند اهداف خود را پیش ببرند و ما را به سوی هرزه شدن سوق دهند.
تمام این اتفاقات از زمانی شروع شد که وسیله ای به نام جعبه جادو اختراع شد. تلویزیون شروع به له کردن ما کرد. بعد از جنگ برنامههای تلویزیون بار دیگر در هوا پخش شد این بار به سفارش سرمایه دارها و با بودجه های کلان. در تلویزیون بازیگرانی پیدا شدند که مردم را در خانه هاشان در برابر صفحهی کوچک دستگاه گیرنده بر جای خود میخکوب میکردند و این سر آغاز خود فروشی پست مدرن بود.
کافه داستان داستان کوتاه، شعر، مقاله و ترجمه منتشر میکند. آثار خود را برای ما به ایمیل cafedastan@gmail.com ارسال نمایید. اثر بعد از تائید و ویرایش در صورت نیاز، منتشر میشود. دقت فرمائید آثار زیادی روزانه ارسال میشود و امکان دارد اثر شما در نوبت قرار بگیرد و تا انتشار اثر مدتی طول بکشد.
اما ماهنامه: هر ماه یک داستان (انتخابی)، دو شعر (انتخابی)، داستان ترجمه، شعر ترجمه، مقاله و نقد، گزارش خواهیم داشت. شماره دوم ماهنامه اول اسفند منتشر خواهد شد. نویسندگان، شاعران و مترجمان میتوانند تا 25 بهمن ماه آثار خود را برای ما ارسال کنند. به ایمیل: cafedastan@gmail.com و یا alireza.ajali@gmail.com آثار خود را ارسال کنید. عنوان آثار رسیده، برای اطمینان نویسنده در کافه داستان درج خواهد شد. توجه داشته باشید هر اثری از این تاریخ برای کافه داستان ارسال شود برای ماهنامه بررسی خواهد شد. منتظر آثار زیبای شما فرهیختگان هستیم.
گفت و گو
گفت و گو با امیر حسین یزدان بد
پس چرا این همه تنش هست؟ وقتی در مورد ادبیات جوان صحبت میکنیم، در این قشر حجم نارضایتی خیلی بالاست. بخش عمدهایش هم تقصیر آن جوان نویسنده نیست. از طرفی، از این جهت که پول جدی در میان نیست و طبیعتاً رقابتها به خصوص برای جوانها غیر اقتصادیست، شکل حرفهای هم ندارد و صنفی پیش نمیرود.
البته اعتقاد ندارم
ادبیات و شعر و داستان تعریفی داشته باشد. تعریفهای کتابها بیشمار است. ادبیات
خوانده میشود چون انسانها نیاز به یک دستگاه حقیقت یاب دارند و خود همهی
زندگیها را نمیتوانند زندگی کنند و باید کسانی همچون نویسنده وجود داشته باشند که
داستانِ بودنها و حسرتها و رنجها را روایت کنند و روایت ادبی انسان را انسانتر
میکند.
هر اثري كه خلق مي شود خود به تنهايي عملي شاهكارانه است. بايد ديد هر اثر چه مفهومي را دربردارد. چرا قرن هاست از "هملت" به عنوان شاهكار شكسپير نام میبرند؟ آيا شما از خواندن آثارو يا نمايشنامه هاي ديگر لذت نبرده ايد و برايتان مفهومي تر نبوده است؟
ساختار شکنی ، نگاه متفاوت ، چند صدائی و... همه ی این ها نیاز مند یک بستر قوی ست. وقتی اشعار از دوره ی کلاسیک به نیمایی می رسند و بعد از آن وزن هم برداشته می شود و به شعر سپید تن می دهد نشان از این دارد که طی این دوره ها این نیاز را در خودش دیده که برای رساندن صدایش ضوابط خشک و دست و پاگیر را از میان بردارد و به یک درجه از لمس برسد. یعنی عین تجربه! حالا چرا خیلی از اشعاری که ما به اسم پست مدرن در ایران می خوانیم این قابلیت را ندارد؟