short story:poetry:essay
cafedastan@gmail.com
نامه نگاری سریع‌السیر اینترنتی ما با خوابگرد و این 82 نفر وبلاگ‌نویس

 

دلم برای نامه نوشتن خیلی تنگ شده و حس می‌کنم نوشتن نامه کار خیلی سختی است دیگر در این روزها و راحت‌ترین راه برای بیرون ریختن احساسات. سعی می‌کنم شکل نامه باشد و مثل یک نامه نگاری با تمام قواعدش.

 

با سلام و تبریک به خوابگرد به خاطر اختتامیه کتاب محبوب سال 87؛

می‌خواهم کمی نقد و کمی دردودل و کمی حرف جدی در نامه‌ام بیاورم تا شکل نامه شود. راستش در مسابقه‌تان شرکت نکردم به چند دلیل:

یک: تمام کتاب‌ها را نخوانده بودم.

دو: خودم را وبلاگ‌نویس نمی دانم و وبلاگ نویس از نظرم کسی است که مدام وبلاگ‌اش را به روز می‌کند و نظراتش را در وبلاگش با مخاطبانش مطرح می‌کند.

سه: می‌دانستم که با دست کم چند ده نفر از دوستان هم نظر هستم و نیازی نبود نظر جدیدی به نظرات اضافه شود.

چهار: کاش خوابگرد دست کم به فکر تنوع نگاه بود. این نوع نگاه‌ها خیلی آشنا هستند. هر سه کتاب برگزیده‌تان را دوست دارم. اما همین که 82 نظر و نفر مشترک، با نگاه مشترک و فکر مشترک در این مسابقه شرکت کردند کمی اشکال دارد. این اشتراک کاذب تبدیل شده است به یک توهم نهادینه شده در وجود ادبیات داستانی و هیچ کمکی به داستان‌ها نمی‌کند. هیچ کمکی به اضافه شدن به کتاب‌خوان‌ها نمی کند. البته خیلی شور و شوق در بین وبلاگ‌نویسان ایجاد کرد و برای اولین دوره کفایت می‌کند.

پنج: در مستقل بودن کامل این مسابقه شکی نیست. اما کاش خوابگرد خودش از هر نگاه مثلاً 10 نفر را انتخاب می‌کرد و نظرش را می‌پرسید. تا دوباره نتایج مسابقات ادبی و جایزه‌های ادبی تکرار نشود. مثل: یک طیف وبلاگ نویس که داستان سرراست و کلاسیک دوست دارند، یک عده وبلاگ نویس که رمان‌ها و داستان‌های مدرن و سبک خاصی دوست دارند، یک عده ادبیات پست مدرن دوست دارند و محبوب‌ترین کتاب‌شان این نوع کتاب‌ها هستند یا نظرات وبلاگ نویسانی که در جریان ادبی این روزها نیستند و کتاب نمی‌خوانند. نظر آنها می‌توانست جالب باشد. نظر یک گرافیست وبلاگ نویس؟ یک نقاش یک کتاب‌خوان اهل موسیقی؟ آنها انتخاب می‌شدند و نظرشان پرسیده می‌شد. خودتان همه مخاطبان ادبیات داستانی و وبلاگ دارها را خوب می‌شناسید و می‌توانستید بنا بر سلیقه دسته بندی کنید. ده نفر از هر نوع نگاه کافی بود و در نهایت خیل عظیمی از نظرات به دستتان می‌رسید. فکرش را بکنید کسانی که با ادبیات داستانی هیچ رابطه‌ای ندارند نظرشان بیان می‌شد. آنوقت دیگر سه نفر برگزیده تغییر می‌کرد و شاید کتابی که امتیازش یک است حالا امتیازش 80 بود و آنکه امتیازش 40 است 2. "نگران نباش" از نظر 18 نفر خوب است و "برف و سمفونی ابری" را 45 نفر دوست داشتند. این 45 نفر چه کسانی هستند؟ کسانی هستند که همیشه کتاب‌های خوب را می‌فهمند و فرهیخته و روشنفکر و کتاب‌خوان هستند. اما این 45 نفر همه هستند؟ یا عده‌ای محدود که بنا بر رویه و نوع نگرش اکثریت دیگری انتخاب می‌کنند؟ نظر چند نفر مثل خودمان جذابیتی ندارد. کاش این مسابقه مستقل و پاک و صادقانه به جایی برسد که نظرات نفرات گوناگون را بگیرد تا نظرات نفرات مشترک.

 

در پایان این نامه نگاری سریع‌السیر اینترنتی به خوابگرد تبریک می‌گویم و حس می‌کنم برنده واقعی کسی است که این مسابقه را مدیریت کرد و امیدوارم در دوره بعد شاهد گسترش و تبلیغ بیشتر این فراخوان ادبی باشیم و شاهد گوناگونی نگاه.

با تشکر

علیرضا اجلّی