Cafédastan intends to publish short stories, poems, articles and translated texts. Please email us your literary texts to cafedastan@gmail.com . Your texts would be published after acceptance and edition (if needed). Please pay attention that many texts are sent everyday so probably it would take some times for online publication of your work.
نشر کتاب مس برگزار میکند:
خوانش
داستان کوتاه «آشنایی با ادبیات مدرن»
شروع
کلاسها 15 بهمنماه
ظرفیت:
بسیار محدود
مکان:
کتابفروشی نشر مس
از هم
اکنون میتوانید ثبت نام کنید.
فروشگاه نشر کتاب مس: تهران، شهرک اکباتان، فاز1، بلوک سی2، جنب ورودی 12، تلفن 44659035
برادرم رمضان
نویسنده: تینا محمدحسینی
انتشارات: آگه
چاپ اول: ۱۳۹۰
تعداد صفحات: ۹۶
قیمت: ۲۵۰۰ تومان
درباره برادرم رمضان:
این مجموعه داستان بعد از دو سال رفتوآمد میان
ناشر و اداره کتاب و حذف دو داستان آن سرانجام منتشر شد. علت طولانی شدن زمان
انتشار آن نیز به موضوع طولانی شدن روند صدور مجوز انتشار آن
برمیگردد.
"برادرم رمضان" در خانه ادبیات افعانستان
قضاوت در مورد مجموعه داستان کوتاه "برادرم رمضان" را به آینده میگذاریم اما
باور داریم که نثر روان و یک دست این مجموعه و ایدههای تازه و خلاقانهاش، هر
خوانندهای را مجذوب خواهد کرد.
نویسندگان، شاعران و مترجمانی که تمایل دارند اثرشان را در کافه داستان به نمایش بگذارند میتوانند با ایمیل کافه داستان تماس حاصل نمایند.
صفحه مجموعه داستان "آنالی" در سایت نشر آگه
آنالی
نویسنده: مینو عبدالله پور
انتشارات: آگه
چاپ اول: ۱۳۸۹
قیمت: ۳۳۰۰ تومان
برای خداحافظی هیچ وقت دیر نیست
گردآوری:الهه
رضوانی
انتشارات: سخن گستر
چاپ اول: ۱۳۸۹
قیمت: ۲۰۰۰ تومان
اداره
پست
نویسنده: چارلز بوکوفسکی
ترجمه: علیرضا اجلّی
میخواهد درس بدهد اما رودههایش از درون دامن گًل گلی به هم میپیچد. باد مهیبی درون آن از غذای مانده دیشب تولید شده است. اما چطور میتواند آن را در میان شاگردانش که یک به یک در پشت نیمکتهای چوبی دست به سینه نشستهاند از باسن زیبا و موزونش خارج کند. اگر صدایش مهیب باشد چه میشود؟ آیا طنین صدای دانش آموزی که در حال خواندن انشا در مورد آرزوهایش است شکسته میشود؟ دیگر چطور میتواند این کلاس پر جمعیت را با رفتارش که گاه تبدیل به عشوه میشود را اداره کند.
بچهها همه جا را پر میکنند. خبرش همه جا میپیچد حتی به مدیر و استادهایی که او را استاد اخلاق میدانند. شاگردان را تجسم میکند که سر و دستشان را به نشان نا امیدی به این طرف و آن طرف میبرند و همه با هم همانند یک سرود میسرایند "هر چه بگندد نمکش میزنند وای به روزی که بگندد نمک"
باد موزی و سمج در زیر پوست لطیف بی تابی میکند و خودش را به باسن میرساند. اما با فرمانی که از مغز صادر میشود عقب کشیده میشود تا در مکانی امن رها شود. او با مهربانی چشمانش را به شاگردان دوخته است و آرام و پنهان دستش را که حلقه طلایی درون آن فرو رفته است به زیر دامن گًل گلیش میبرد و رودههایش را که در زیر پوست لطیف قرار دارند میفشارد. او بر روی صندلی بی تابی میکند. پاهایش را گهی به این طرف و گاهی در طرف دیگر قرار میدهد. باد موزی به چابکی فرمان صادر شده از مغز را نقض میکند و خودش را به باسن تراشیده و موزون که از درون دامن گًل دار بر آمده است میرساند تا بتواند به حاضرین بگوید که چه بلایی دیشب بر سر این بدن آمده است. در این هنگام انشاء سر به هواترین شاگرد کلاس تمام میشود و او همانطور که دستش را بر روی دامن گلدارش گرفته است با صدای بلند میگوید: "آفرین تشویقش کنید"
صدای کف و سوت فضای کلاس را پر میکند و او همانطور که روی صندلی نشسته است یک طرف باسنش را بلند میکند. بعد برای لحظهای در همان حالت میماند. باد در میان کف و سوت شاگردان گم میشود اما او مجبور میشود که به شاگرد سر به هوای کلاس بالاترین نمره را بدهد. پسرک از شادی بوی متعفن که در فضای کلاس پیچیده است را حس نمیکند و از شوق نمره ۲۰ با یک عالمه آرزو تا خانه یک نفس میدود.
کافه داستان داستان کوتاه، شعر، مقاله و ترجمه منتشر میکند. آثار خود را برای ما به ایمیل cafedastan@gmail.com ارسال نمایید. اثر بعد از تائید و ویرایش در صورت نیاز، منتشر میشود. دقت فرمائید آثار زیادی روزانه ارسال میشود و امکان دارد اثر شما در نوبت قرار بگیرد و تا انتشار اثر مدتی طول بکشد.
اما ماهنامه: هر ماه یک داستان (انتخابی)، دو شعر (انتخابی)، داستان ترجمه، شعر ترجمه، مقاله و نقد، گزارش خواهیم داشت. شماره دوم ماهنامه اول اسفند منتشر خواهد شد. نویسندگان، شاعران و مترجمان میتوانند تا 25 بهمن ماه آثار خود را برای ما ارسال کنند. به ایمیل: cafedastan@gmail.com و یا alireza.ajali@gmail.com آثار خود را ارسال کنید. عنوان آثار رسیده، برای اطمینان نویسنده در کافه داستان درج خواهد شد. توجه داشته باشید هر اثری از این تاریخ برای کافه داستان ارسال شود برای ماهنامه بررسی خواهد شد. منتظر آثار زیبای شما فرهیختگان هستیم.
گفت و گو
گفت و گو با امیر حسین یزدان بد
پس چرا این همه تنش هست؟ وقتی در مورد ادبیات جوان صحبت میکنیم، در این قشر حجم نارضایتی خیلی بالاست. بخش عمدهایش هم تقصیر آن جوان نویسنده نیست. از طرفی، از این جهت که پول جدی در میان نیست و طبیعتاً رقابتها به خصوص برای جوانها غیر اقتصادیست، شکل حرفهای هم ندارد و صنفی پیش نمیرود.
البته اعتقاد ندارم
ادبیات و شعر و داستان تعریفی داشته باشد. تعریفهای کتابها بیشمار است. ادبیات
خوانده میشود چون انسانها نیاز به یک دستگاه حقیقت یاب دارند و خود همهی
زندگیها را نمیتوانند زندگی کنند و باید کسانی همچون نویسنده وجود داشته باشند که
داستانِ بودنها و حسرتها و رنجها را روایت کنند و روایت ادبی انسان را انسانتر
میکند.
هر اثري كه خلق مي شود خود به تنهايي عملي شاهكارانه است. بايد ديد هر اثر چه مفهومي را دربردارد. چرا قرن هاست از "هملت" به عنوان شاهكار شكسپير نام میبرند؟ آيا شما از خواندن آثارو يا نمايشنامه هاي ديگر لذت نبرده ايد و برايتان مفهومي تر نبوده است؟
ساختار شکنی ، نگاه متفاوت ، چند صدائی و... همه ی این ها نیاز مند یک بستر قوی ست. وقتی اشعار از دوره ی کلاسیک به نیمایی می رسند و بعد از آن وزن هم برداشته می شود و به شعر سپید تن می دهد نشان از این دارد که طی این دوره ها این نیاز را در خودش دیده که برای رساندن صدایش ضوابط خشک و دست و پاگیر را از میان بردارد و به یک درجه از لمس برسد. یعنی عین تجربه! حالا چرا خیلی از اشعاری که ما به اسم پست مدرن در ایران می خوانیم این قابلیت را ندارد؟