short story:poetry:essay
cafedastan@gmail.com
نوشته‌های یهواَکی - یک مرد مجرد در ساعت 7/علیرضا اجلّی

تو را در فیس بوک می‌بینم. یاهو مسنجر چند روزیست قاطی کرده. ورژن جدیدش را هم که از پاساژ بزرگ خریدم جواب نداد. فکر کنم سی پی یوش مشکل دارد. ایمیل‌ام را که امشب چک کردم یک مسیج دیگر از تو برایم آمده بود. در فیس بوک آشناهای قدیمی خوش تیپ جلوی دوربین عکس گرفته‌اند. جی میل‌ام خالی بود. وب سایت‌ها مطلبشان را به روز کرده بودند اما یکی دو خبر را رفتم توی سایتی خواندم که فیلتر شده بود. فیس بوکی شده بودی. مسیج‌هایت را باید از یاهو مسنجر برایم آف می‌گذاشتی. پی امی چیزی. وبلاگت هم که پر از نظرهای دوستانت شده بود. شاید هم کارت صدایش را باید آپ تو دیت می‌کردم. ای دی اس ال جدید چه خبر؟ راستی شما اینترنت پر سرعت دارید؟

ندارید؟ اگر ندارید خوب تهیه کنید. اه اه. با دایال آپ که نمی‌شود راحت نت بازی کرد.

تو را در فیس بوک می‌بینم. اس ام اس می‌دهی که زود آن شو. می‌گویم آن ام. اما آن آنی که می‌گویم در واقع آف ام که به تو می‌گویم آن ام. آن می‌شوم. آن می‌شوی می گویی:ـ امروز ساعت 7 دم پاساژ منتظرم. باییییییی.