short story:poetry:essay
cafedastan@gmail.com
معرفی و شعری از ولادیمیر مایاکوفسکی/ترجمه لیلی مسلمی

 

 

 

لیلی مسلمی

مترجم.کارشناس ارشد ادبیات انگلیسی

 

ولادیمیر مایاکوفسکی (1930-1893)

از پيشگامان فوتوريسم روسيه، تاريخ نام ماياكوفسکی را برجسته‌تر از بقيه نگاه داشته است. شاعری كه زندگی او با انقلاب و مرگش با استيلای زندگی روزمره يگانه می‌نمايد. فوتوريسم (آينده نگری) جنبشی ادبی در اروپا است كه خواهان گسست كامل از سنت بود و شكل‌های نو، مضامين جديد و سبک‌های نوين را كه مناسب عصر صنعت بودند هدف می‌گرفت. اين جنبش از لحاظ سياسی به فاشيسم انجاميد اما به جز در روسيه چندان اثری در ادبيات به جا ننهاد. ماياكوفسکی نيز مانند ديگر فوتوريست‌های روسی پيرو مكتبی بود كه می‌خواست با ساختن واژه‌های نو و بهره گيری از جادوی آواها در زبان شعر انقلاب كند. این شاعر فوتوریست انقلابی روسی از سن ۱۴ سالگی به عضویت حزب بلشویک درآمد و از سال‌های قبل از انقلاب فعالیت هنری و سیاسی خود را آغاز نمود. وی در شعر روسی وزن، الفاظ، عبارات، تمثیل‌ها و استعارات تازه و بدیع پدید آورد، با دنبال نمودن سبک آینده‌گرایانه آثار خود را خلق می‌نمود ولی به همه اصول این سبک پایبند نبود و روش خاص خود را دنبال می‌کرد.

مایاکوفسکی از اتخاذ هیچ وسیله‌ای برای انتشار افکار و آثار خود باک نداشت. وی پس از انقلاب بلشويكی روسيه و در دوران حكومت شوروی يكی از نام آورترين شاعران عصر خود بود. او با صدایی رسا و پرجوش و خروش در رادیو آثار خود را می‌خواند و مردم آن اشعار را فوراً حفظ می‌کردند. او ادبیات منظوم و شعر را با واقعیت نزدیک کرده آن را در خدمت نیازمندی‌های معاصر گذاشت و تبدیل به سلاحی برای مبارزه در راستای اهداف خود نمود. مایاکوفسکی از اشعار کلاسیک لذت می‌برد اما بندهٔ آن‌ها نمی‌شد. او می‌گفت: "هنر باید با زندگی درآمیخته بشود. یا باید در هم آمیخته شود یا باید نابود بشود. مایاکوفکسی در سال ۱۹۳۰ به ضرب گلوله به زندگی خود پایان داد و بدین‌گونه دیده از جهان فرو بست. از آثار او که به فارسی ترجمه شده‌ است می‌توان به "ابر شلوارپوش" و "ساده چون صدای گاو" اشاره کرد.

 

 تو

 

آمدی

قاطعانه،

چون پر وسعت بودم

و پر تلاطم.

اما با نگاهی پنهان

مرا پسربچه‌ای بيش نپنداشتی

قلبم را سخت به دست گرفتی و چنگ زدی

با آن بازی كردی

مانند دختربچه‌ای كه توپی را پرتاب می‌كند.

و پيش از اين معجزه

هر زنی، از بانوان تا دوشيزگان،

حيرت زده می‌پرسيدند:

"عاشق همچنين مردی شده‌ای؟

چرا؟ او بر تو چنگ خواهد زد

معشوقه‌اش بايد رام كننده‌ی شيری باشد

كه از باغ وحش آمده."

اما من پيروز شدم.

آن سلطه‌ی در بند را حس نكردم

شاد و بی اعتنا

پريدم

با يک جهش بر عروسی بومی و شاد

احساس شعف كردم

آرام شدم.