short story:poetry:essay
cafedastan@gmail.com
شعر
1: پنجه/شاعر: معصومه میرابوطالبی

پنجه‌هایت را در چه فرو کرده‌ای

ترس از کدامین سوراخ می‌گریزد

فریادهایت هنوز مانده

بالای سر جنازه من

ترس من همینجاست

پنجه‌ات را بیشتر فرو کن

 

یک شعر دیگر

قرنها

سالها می‌گذرد

و تازیانه‌ها هنوز در هوا معلقند

مگر آخرین سنگ هرم گذاشته نشده است؟

 

2: بیایید از اول مرور کنیم/شاعر: مریم حبیبی

بیایید از اول مرور کنیم

از دویدن زنی در دالانی تاریک

از پیرمردی ناتوان که بوی ادرار می‌داد.

از آلبرت، سگ همسایه

که مدام شکنجه می‌شد.

از خیابان پور سینا

که تنهایی مرا بغض می‌کرد.

خدا گواه است، من  نمی‌خواستم قوانین کلاسیک را بشکنم.

اما خودتان که دیدید.

آغاز غم انگیزی داشت

لاشه آلبرت کنار خیابان بو گرفته بود

و زن هر چه می‌دوید

به انتهای دالان نمی‌رسید.

مجبور شدم

میانه‌ام را با همه بهم بزنم

 و گورم را شبانه گم کنم.

همان گوری که هیچ مرده‌ای در آن نخوابیده.

به جان عزیزتان

شک اگر نکنید باخته‌اید

نه آسمانی خواهد بود

نه پایانی.

بیایید از اول مرور کنیم.

 

3: آبستن دوران/شاعر: نیلوفر انسان

 

هر روز که هم آغوش دلواپسی باشی و هم‌بستر اندوه،

 آبستنِ غم هم می‌شوی!

غم خودش بزرگ می‌شود و قد می‌کشد

 بی هیچ خَرجی!

هر روز اگر یک جایش بلنگد،

-این زندگی دست‌و‌پاشکسته را می‌گویم-

غم هوایش را دارد،

حواله‌اش بدهی به آن،

خودش راست‌وریس می‌کند همه چیز را و

یادت می‌آورد که همیشه یک چیزی کم است،

کمبود چشمه‌ی شوری می‌شود که

 از چشم‌هایت به بیرون می­جوشد،

بلعیدی‌اش؟

حالا غم سِقط شد،

اما،

فردا باز هم آبستنت می‌کند،

این زندگی بی پیر را می‌گویم!

 

4: چشمهایت بنفش/شاعر: لادن جمالی

 

چشم‌هایت به بنفشم نمی‌خورند

هر چه بیشتر می‌تراشم این مداد رنگی را هم

و  حفره‌های پنجره هي بور می‌شود

 

یال ِ اسبم در دست و شلاق ِ من بر  چقدر ِ درد

انگشتانم چرق‌چرق می‌شکند خوابی که فردا را ندیده بودم

 

برو

پشت سرت را همین شعر می‌بوسد

این بادها هم دیگر حوصله‌ی بردنشان به سر  

 

دوری  

از من دور و حفره‌های پنجره  هی بور می‌شود

بور می‌شود دلم را که دوره می‌کنی

مرورت که می‌کنم حتی بعد

بعدهاتر حتی که غلط‌های دیکته‌ام می‌شوی گرچه تقلب هم

دوری وقتی که دلم را دور می‌زنی      و شلاق ِ من بر     چقدر    درد    

 

من اما سقم از تو

آن قدر كه سر و تهم را بزنی باز 

از در پرت کنی از پنجره هم بور

حفره‌های پنجره بورتر می‌شود

 

می‌نويسم‌ات:   

اخم نکن آقا

لبخند

از همین دورهای پرفاصله خنده‌ات را می‌بوسم

موهایم را می‌زنم پشت گوشم

 یال اسبم  هنوز در دست   و شلاق ِ من       بر همین  شعر

نمی‌پرم از خواب این بار اگر ببینمت

 

5: سایه‌ی زنی در من/شاعر: پروانه حسین زاده

 

زنی در درونم نفس می‌کشد                                              

              موهایش بوی شامپوهای ضد شوره نمی‌دهد                                   

عطر یاس‌های باغ همسایه می‌بارد از تنش

صورتش را بی‌حوصله آرایش می‌کند

می‌ترسد از نبض کویر

در من زنی می‌روید

به اندازه‌ی سرمه‌های نکشیده بر چشمهایم

آن زن

                                           غریبه‌ای است که قلبم را اسیر کرده                                       

می‌گوید تو با ارزشی

تا می‌آیم حرف زنم

فریاد می‌کند

لج باز است اما  پر از حس شکفتن

یک زن در من نفس می‌کشد

پر است از دلیری گرد آفرید

رودابه می‌شود گاهی

و من در معماری شهر رویاهایش گیج خواهم شد

.........

فهرست آثار شماره یک
بهمن ۹۰

داستان کوتاه: مرد کارهای نیمه تمام
داستان بلند: کافه پاریس

شعر 1: پنجه
شعر 2: بیایید از اول مرور کنیم
شعر 3: آبستن دوران
شعر 4: چشمهایت بنفش 
شعر 5: سایه ی زنی در من

داستان ترجمه 1: صورتی مثل قرص ماه
داستان ترجمه 2: چیزهای کوچک
داستان ترجمه 3: ساعات کاری من

شعر ترجمه 1: خداحافظ
شعر ترجمه 2: زنان گمشده
شعر ترجمه 3: گمشده
شعر ترجمه 4: ماه بدر و فریدا

نقد 1: نقدی بر مجموعه داستان "دو تا نقطه"
نقد 2: گذر از سکانس های ممنوع
نقد 3: تولیدی ادبی و ساختمند در داستان پارسی

گزارش: هم‌پالکی‌های جویس و تعطیلی کتابناک

سردبیر: علیرضا اجلّی
با آثار: علم ناز حسن زاده، آبتین غلامپور، معصومه میرابوطالبی، مریم حبیبی، نیلوفر انسان، لادن جمالی، پروانه حسین زاده، علی امینی، لاله حیدرزاده، فاطمه عقیلی، فرهاد خاکیان دهکردی، افسانه نجومی، حمیدرضا اکبری شروه و روح الله کاملی
شماره اول ماهنامه کافه داستان با همکاری
"جایزه ادبی لیراو"