Cafédastan intends to publish short stories, poems, articles and translated texts. Please email us your literary texts to cafedastan@gmail.com . Your texts would be published after acceptance and edition (if needed). Please pay attention that many texts are sent everyday so probably it would take some times for online publication of your work.
نشر کتاب مس برگزار میکند:
خوانش
داستان کوتاه «آشنایی با ادبیات مدرن»
شروع
کلاسها 15 بهمنماه
ظرفیت:
بسیار محدود
مکان:
کتابفروشی نشر مس
از هم
اکنون میتوانید ثبت نام کنید.
فروشگاه نشر کتاب مس: تهران، شهرک اکباتان، فاز1، بلوک سی2، جنب ورودی 12، تلفن 44659035
برادرم رمضان
نویسنده: تینا محمدحسینی
انتشارات: آگه
چاپ اول: ۱۳۹۰
تعداد صفحات: ۹۶
قیمت: ۲۵۰۰ تومان
درباره برادرم رمضان:
این مجموعه داستان بعد از دو سال رفتوآمد میان
ناشر و اداره کتاب و حذف دو داستان آن سرانجام منتشر شد. علت طولانی شدن زمان
انتشار آن نیز به موضوع طولانی شدن روند صدور مجوز انتشار آن
برمیگردد.
"برادرم رمضان" در خانه ادبیات افعانستان
قضاوت در مورد مجموعه داستان کوتاه "برادرم رمضان" را به آینده میگذاریم اما
باور داریم که نثر روان و یک دست این مجموعه و ایدههای تازه و خلاقانهاش، هر
خوانندهای را مجذوب خواهد کرد.
نویسندگان، شاعران و مترجمانی که تمایل دارند اثرشان را در کافه داستان به نمایش بگذارند میتوانند با ایمیل کافه داستان تماس حاصل نمایند.
صفحه مجموعه داستان "آنالی" در سایت نشر آگه
آنالی
نویسنده: مینو عبدالله پور
انتشارات: آگه
چاپ اول: ۱۳۸۹
قیمت: ۳۳۰۰ تومان
برای خداحافظی هیچ وقت دیر نیست
گردآوری:الهه
رضوانی
انتشارات: سخن گستر
چاپ اول: ۱۳۸۹
قیمت: ۲۰۰۰ تومان
اداره
پست
نویسنده: چارلز بوکوفسکی
ترجمه: علیرضا اجلّی
گفت و گو
گفت و گو با امیر حسین یزدان بد
پس چرا این همه تنش هست؟ وقتی در مورد ادبیات جوان صحبت میکنیم، در این قشر حجم نارضایتی خیلی بالاست. بخش عمدهایش هم تقصیر آن جوان نویسنده نیست. از طرفی، از این جهت که پول جدی در میان نیست و طبیعتاً رقابتها به خصوص برای جوانها غیر اقتصادیست، شکل حرفهای هم ندارد و صنفی پیش نمیرود.
البته اعتقاد ندارم
ادبیات و شعر و داستان تعریفی داشته باشد. تعریفهای کتابها بیشمار است. ادبیات
خوانده میشود چون انسانها نیاز به یک دستگاه حقیقت یاب دارند و خود همهی
زندگیها را نمیتوانند زندگی کنند و باید کسانی همچون نویسنده وجود داشته باشند که
داستانِ بودنها و حسرتها و رنجها را روایت کنند و روایت ادبی انسان را انسانتر
میکند.
هر اثري كه خلق مي شود خود به تنهايي عملي شاهكارانه است. بايد ديد هر اثر چه مفهومي را دربردارد. چرا قرن هاست از "هملت" به عنوان شاهكار شكسپير نام میبرند؟ آيا شما از خواندن آثارو يا نمايشنامه هاي ديگر لذت نبرده ايد و برايتان مفهومي تر نبوده است؟
ساختار شکنی ، نگاه متفاوت ، چند صدائی و... همه ی این ها نیاز مند یک بستر قوی ست. وقتی اشعار از دوره ی کلاسیک به نیمایی می رسند و بعد از آن وزن هم برداشته می شود و به شعر سپید تن می دهد نشان از این دارد که طی این دوره ها این نیاز را در خودش دیده که برای رساندن صدایش ضوابط خشک و دست و پاگیر را از میان بردارد و به یک درجه از لمس برسد. یعنی عین تجربه! حالا چرا خیلی از اشعاری که ما به اسم پست مدرن در ایران می خوانیم این قابلیت را ندارد؟
1: نقدی بر مجموعه داستان "دو تا نقطه" نوشتهی پیمان هوشمندزاده/فرهاد خاکیان دهکردی
«گمش نمیکردم. شبهی از او را میدیدم که لابهلای مه بود و خرامان خرامان میرفت. گاهی آن قدر با مه یکی میشد که نمیتوانستم ببینمش. آن وقت از جای پایی که روی ماسهها میماند ردش را پیدا میکرد. پاها، پاهای کوچکش برهنه بود ولی صورتش ... » ص 35
صحبت در رابطه با مجموعه داستان «دو تا نقطه» اثر پیمان هوشمند زاده است که توسط نشر چشمه به رشته تحریر درآمده است.
این مجموعه شامل پانزده داستان کوتاه است به نامهای: نه، یک گربه را میشود تحمل کرد – هیچ کس، هیچ کس را نمیفهمد- خیره به سقف - فقط هفت ترم - دو تا نقطه - کنار شیشه، کنار خودمان - عزیزم- این همه نرگس- ایلیا- روبان مخملی قرمز- گلابی- مرد چاق- آسانسور- یک نفر هر روز- دیگر چیزی نمی گوییم.
در آغاز لازم به ذکر است که یکی از مهمترین ویژگیهای این مجموعه داستان، عطف توجه از جهان بیرونی به دنیای تاریک و مبهم ذهن است. اگر واقعیت عبارت است از برداشتی که اذهان منفرد از جهان مشهود دارند، آن گاه این ویژگی مشهود میشود که «پیمان هوشمند زاده» به جای تلاش عبث برای باز تولید واقعیت، هزارتوی پررمزوراز شخصیتها را میکاود و اینگونه برخورد با شخصیتها و ذهنیتشان مبتنی بر دیدگاه بنیادستیزی است که در اوایل قرن بیستم با نظریه روانکاوانهی فروید مطرح شد. مطابق با این نظریه، ذهن هم شامل خودآگاهی است و هم شامل بخش مهمتر و تاثیرگذارتری که «ضمیر ناخودآگاه» نامیده میشود. پس اعمال و رفتار فرد ممکن است خاستگاهی کاملن غیرارادی و ناخودآگاه داشته باشند. «هوشمندزاده» به جای پرداختن به ظاهر شخصیتها و توصیف مشروح لباس یا محل زندگی آنها، همچون یک روانکاو به واقعیتهای ناپیدا در ضمیر ناخودآگاه توجه میکند و شناختی از سازوکارهای این ساخت تاریک اما تعیین کننده روان شخصیتها را به خواننده میدهد.
((دیگر هیچ فرقی نمی کند. چه چراغ روشن باشد چه خاموش، او همه چیز را می داند. در آرام می بندد. کفش هایش را در می آورد و می داند که اگر چراغ را روشن کند سایه اش تا پایین در کش می آید. بعد از زانو می شکند و روی نقش های مستطیلی در بالا و پایین می شود.)) ص15
در ضمن «پیمان هوشمند زاده» در مجموعه داستانش از امر نماد و نشانه سازی غافل نبوده است و هر گاه در داستانی قصد نماد سازی داشته به خوبی از پس این کار بر آمده در واقع وی با بیان تشابهات میان ایده های انتزاعی و تصویری که برای توصیف آن به کار گرفته به این مهم دست یافته است و اینکه گاه حضور این نماد ها موجب ایجاد فضایی نوستالژیک در داستان ها شده است .
((تازه به محله ی ما آمده بودند. خانه شان سر کوچه ی ما بود. رو به روی بقالی اصغر اقا، طبقه دوم. نوشابه خریدم و می نشستم دم در بقالی، اما تمام هوش و حواسم به خانه ی آنها بود. اگر شانسم می زد و توی در پپسی یک پپسی دیگر در می آمد، نانم توی روغن بود و یک ربعی هم اضافه می نشستم که گاهی هم می دیدمش. ولی چند روزی که گذشت او خودش هم دیگر میدانست که چه ساعتی باید روی بالکن باشد.)) ص 46
نویسنده مجموعه داستان (دو تا نقطه) در عینیت دادن به تصمیم گیری هایش برای دراما تیزه کردن وقایعی که منتج به ایجاد
داستان ها می گردد موفق بوده است و این امر به شدت به فضاسازی و ایجاد ایماژهای قابل قبول مربوط می شود. وی مخاطب را وارد فضا می کند به کمک ترفندهایی از جمله استفاده از رنگ، بو(به نوعی کلیه حواس پنج گانه)، بهره بردن از خواب و رویا، ایجاد یک حادثه خاص و غیره درگیر فضاش می کند.
((ولی نخوابید. صدای سوتش همه جا را پر کرده بود. ولی نخوابید. قبل از این که صدا آن قدر زیاد شود که دیگر صدایی نشنوم گفته بودم، ولی باز شلنگ به دست ایستاده بود و تانکر را پر می کرد. خوب یادم است، عینکش به چشمش بود. گفته بودم. قبلا گفته بودم که اول سوت می کشد.)) ص 20
از طرفی این مجموعه داستان در کلیت دارای زبانی سالم و مخصوص به خود است و این زبان با ویژگی هایی که دارد به خوبی پاسخگوی خواسته های متن است وبه مدد امکانات فراهم آمده ، لحن که تعیین کننده ترین عامل در کارکرد نثر است به خوبی در این کتاب جا افتاده است .
(پیمان هوشمند زاده ) در این مجموعه تجربه های خوبی را هم در زمینه فرم و هم در عرصه نظرگاهی از سر گذرانده است . وی هر گاه به سراغ فرمی و یا نظرگاهی مشخص می رود به خوبی از پس ان بر می اید .
در ادامه ی بحث شخصیت پردازیه این مجموعه شایان ذکر است که یکی از بارزترین مولفه های که موجب ایجاد کاراکترهای مشخص و ساخته شده در این مجموعه می شود،
توجه خاص به تعلقات خاطر شخصیت هاست که به خوبی عنوان و اجرا شده است.شخصیت های اصلی داستان ها غالبا از تمرکز در روایت عاجز هستند. زیرا ذهنی متمرکز و به سامان ندارند و در نتیجه روایت هم گاه مغشوش و به هم ریخته است.
(( گوشش بدهکار نبود ، تا شروع می کردیم از این جور چیز ها بگوییم می زد زیر خنده ، فقط می خندید ، توی کلاهش جیب کوچکی درست کرده بود که خرده ریز هاش را انجا می گذاشت : قرص،چوب سیگار ،سوزن ،یک تکه نخ ... چند تایی هم ستاره توی کلاهش کشیده بود ، به تعداد ماه های خدمتش. ما تیر می کشیدیم ولی او شیراز می کشید . )) ص 19
در اکثر داستان های این مجموعه این نکته که نویسنده سعی می کند بعد از ایجاد تمام ویژگی های که در بالا ذکر شد خواننده را مرعوب موقعیت های غافلگیرانه داستان هاش بکند به شدت به چشم می اید و بر قوت کار افزوده است.
در نهایت خواندن مجموعه داستان ( دو تا نقطه ) اثر پیمان هوشمندزاده را کار لذت بخشی می دانم.
2: گذر از سکانسهای ممنوع/ افسانه نجومی
نگاهی به مجموعه شعر "از عصای شکستهی نیچه تا عصر مچالهی لورکا" سرودهی ثریا داودی حموله
هر بار سخن از شعر زنان به میان میآید، به گونه ای بحث درباره ی زبان زنانه نیز از لابه لای نوشتار خودش را به نمود میکشاند. گویی طرح مبحث اولی خود به خود متضمن بر جسته نمایی مبحث دوم (زبان زنانه) میشود تا جایی که به ناگزیر مرز میان آن دومیشکند، با یکی شدن هر دو مطلب ، پایه و بدنه ی شعرها بر اساس نگاه و نگرشی یکنواخت شکل میگیرد، و در نهایت مخاطب، یکسان شمردن این هردو را در متن به عنوان ویژگی ساختاری میبیند و میپذیرد ، با این همه پل زدن از میان آن همه پیچ و خم و دهلیز تنها برای رسیدن به جوهره ی شعر ، جسارتی ویژه میطلبد و نگاهی مملو از تامل . اتفاقی که در تک تک مونولوگ های این دفتر (از عصای شکسته ی نیچه تا عصر مچاله ی لورکا) به وضوح رخنمون میشود تا زبان –فرم – مضامین و ساختار شعر را عجین شده در زبانی زنانه نشان دهند.
تو میتوانی
عشق را گوشه ای پارک کنی
و مانند مانکن زیبایی مدام پوست بترکانی
رنگ حرف های نیچه هم که نباشی
این عشق لعنتی را
یک خط تیره هم کامل میکند ص 46
شعرهای داودی در این دفتر به سمت و سوی روایت گرایی ویژه ای میل میکند، عناصر روایی به شیوه ای واگرایانه در تعامل با وقایع تاریخی ، در پی یافتن ساختاری منسجم،حدود و ثغور خود را در متن یافته اند . گزاره هایی که سرانجام با تولید گونه ای گسست ، قطع و وصل های ناگهانی در تصاویر ، موفق به ترویج سپید خوانی و فاصله گذاری میان گزاره ها شده ، ظرفیت های بالقوه ی ویژه ای در متن را آفریده اند ،تا به یاری پاساژهای زبانی ، سرانجام بدل به تصاویری شوند که شاعر با تکیه بر آن ها کلیت اندام واره ی شعرش را ساخته و پرداخته است.
پس گزاره ها با حرکت در مسیر بینامتن های متنوع خواهان آنند تا به انجام و سرانجام خود در نوشتار دست بیابند . بینا متن هایی که اگردر شعرها افتان و خیزان به عمد یا غیر عمد رها شده اند، تا دانسته های مخاطب را بیازمایند و با یاد آوری حوادث و اتفاقات و ترسیم اضلاع تاریخی / اجتماعی آن ها ، در ذهن مخاطب به تذکاری بدل شوند برای نمود هر چه بیشتر تناقضات جهان پیرامون.
اما آن چه سبب می شود تا شیوه ی نگاه و نگارش در شعر های داودی (در این دفتر) سبک و سیاق ویژه بیابد ،تنیده شدن اضلاع واژه ها درمحورهم نشینی ست که در مساحتی وسیع همچنان که بار عاطفی نوشتار را به عهده گرفته اند، به مفاهیم و رویکردهای خاصی چه درمتن و چه در فرامتن بدل شده اند. به عبارت دیگر منطقی که فضاهای حسی/ اندیشگی شعرها را به حر کت درمیآورد، داستا نک هایی است که شاعر محور مونولوگ ایش را بر پایه ی آن ها پی ریزی نموده است . داستانک هایی که با متن عجین شده اند، اما نه ظرفیت داستان گویی را با خود دارند ونه از ساختار بالقوه ی روایتی منسجم بهر ه میبرند . با این همه داودی به خوبی دریافته است که شعر امروز پارسی با نزدیک شدن به انواع شیوه های روایت و داستان گویی ، ضمن دست یابی به لحن صمیمانه ،توانایی آن را یافته است تا از نزدیک با مخاطبان اش ارتباط جدی تری بیابد .پس با همین پیش فرض در پی آن است تا با جلو و عقب کشاندن حر کت وضعی گزاره ها و تصاویر، منطق شعر ی اش را در سایه ی چشم اندازی اما نه چندان متفاوت (در قالب داستانک )گسترش دهد .
وقتی برادرم پوتین جنگ پوشید
رنگ عشق از آسمان رفت
من و مادر بزرگ
برای اسب سفیدی گریه کردیم
که در بادها گم شده بود ص 50
نگارشی که شاعر در تک تک شعرهایش به کار گرفته است، متضمن نگاهی شاعرانه / زنانه است به حوادث و وقایعی که از دل تاریخ می تراود و در مسیر روزمره ی زندگی مان منتشر میشود . اگرچه همین نگاه از کنار جنسیت و جسمیت رندانه گذشته است و می گذرد . گویی وقایع شعر از بطن حوادث تاریخی است که میبایست حدود و ثغورخودرا بیابند ، بنابراین
شاعر با ورق زدن برگ های تاریخ ،لایه های مبهم و تاریک را از دل آن ها بیرون میکشد تا گذشته را جلو دیدگان ما به وضوح نشان دهد و طرح آینده ای را روبه رویمان بگشاید که همواره پیش روی ماست .
هر شب
آهوی ساق بسته ای به خوابم میآید
آیا با دها تغییر نام داده اند ؟
حالا که سایه ها یکی شده اند
ماه را به پیشانی ام بگذار
سنگی به سایه های کبود نخواهد ماند ص 41
خنده هایت
سیب آمرزش گناهان من است
شعری بر پلک های بسته بگذار
و دلم را به سرخی سیبی گره بزن ص 51
به واقع داودی کوشیده است تا با ادغام فضاهای غیر واقعی و بعضا سورئال با قصویتی که مدام با وقایع تاریخی می آمیزد ،مفاهیم شعرش را گسترش دهد ،پس خواهان آن است تا با یکی شدن تصاویر با اتفاقات روزمره، آحاد و عناصر شعرش در شرایط تاریخی / سیاسی جامعه ا ش استمرار بیابد . مضامین سیاسی / اجتماعی که حاصل دلمشغولی های شاعرانه است و در پی آن است تا همدلی مخاطب را در سایه ی ار تباطی صریح و شفاف به دست آورد، اگر چه گزاره ها ی ضد روایتی و واگرا در مساحتی وسیع مونولوگ ها را به خلجان دچار کرده اند ،اما هر گز از بار قصویت شعر ها نکاسته اند ، چنان که واژه هایی نظیر ماه / باد / شعر / شاعر /کلمه / پرنده/عشق، حضوری فعال در متن می پراکنند تا مبین قصویت نهفته در دل شعر ها باشند و چهره ی دانای کلی متن را بر تمامی گزاره ها بتابانند .
عشق را می ترسانم
تا تصویرت را از تمام آیینه ها بردارد
چرا هیچ شاعری شبیه خودش نیست ؟! ص20
با این همه نمی توان از حضور واژه های نا متجانس نظیر مضارع / فاعل / فعل / مضاف الیه /ضمیر/افاعیل / مفعول فاعلات ........ که گاه و بیگاه در مسیر شعر ها به تعمد رها شده اند وتنها نقش پر کردن وطویل نمائی جمله ها را در نوشتار به عهده گرفته اند چشم پوشید . هر چند همان واژه ها ی بعضا نا متجانس که ظاهر ی تزیینی را در متن به رخ میکشند در بسیاری از مواقع زمینه سازپیدایی مفاهیم وسیع تری در دل نوشتار شده اند .
لعنت به فعل های فلسفه
که هر چه بود
از عصای شکسته ی نیچه بود و
عصر مچاله ی لورکا
نیچه میشوم
مینشینم روی ضمیر تو
با لهجه ی گوساله ی سامری ص 8
زبان ثریا اما زبانی ساده و بی پیرایه است و همچنانی که قبل تر هم به آن اشاره شد ،با توجه به قصویت نهفته در دل شعرها خواستار آن است تا صمیمانه همدلی مخاطب را در سایه ی ار تباطی صریح و شفاف به دست بیاورد .با این همه اما شاعر همواره مخاطب اش را آگاه و هوشیار میخواهد ، مخاطبی سر از پا نشناخته که تمامی راههای نرفته را با شاعر بیاید و در این طی طریق لحظه ای اورا رها نکند ، سپیدی متن هارا با او بخواند وبدون این که بهراسد با او در سکانس های ممنوع پا بگذارد . پس دریچه ای از تاریخ را با لابیرنت های گوناگون و متضادش روبه روی او می گشاید .
جمهوری را سنجاق میکنم
به پیراهنت
حالا هر رنگ نام دیگری دارد
بیا جنوب را برداریم
در انتهای شب پنهان شویم
پیراهنم پراز حروف نام پرنده ای است
که سیاه سرفه گرفته میخواهد
پرواز را در دیوار سیمانی پنهان کند . ص 37
3: تولیدی ادبی و ساختمند در داستان پارسی/حمیدرضا اکبری شروه
برادرم رمضان – تینا محمد حسینی
مجموعه داستان – 1390
نشر آگه
برادرم رمضان نوشته نویسنده ای از کشور افغانستان می باشد که در ایران زندگی می کند این مجموعه شامل چند داستان کوتاه است که دو داستان آن درحا ل و هوای افغانستان نگاشته شده اند با آن فرهنگ و زبان خاص افغانی که نویسند ه خوب توانسته ار عهده آن بر بیاید ، باتوجه به اینکه خانم محمد حسینی در ایران متولد شده و بزرگ شده تهران است .
فرضیه لباو و والتسکی این را می گوید که ساختار های بنیادین روایت را می توان در صورتهای شفاهی تجربه شخصی یا همان روایات عادی مردم یافت . از این رو باز در جایی گفته اند :
ما بر شیوه های اساسی تحلیل روایت تکیه می کنیم و تنها به مطالعه واحد های ساختاری ثابتی می پردازیم که توسط صورتهای ظاهری متنوعی باز نمایی شده اند .
در این نظریه اولین نقش را نقش ارجاعی بازی می کند . یعنی نقش روایت به عنوان ابزار خلاصه سازی تجربه در مجموعه ای از بند ه که با توالی زمانی تجربه اصلی مطابقت دارند .و دومین نقش ، نقش ارزیابی کننده می باشد که به مسائلی از قبیل کاربران روایات و همچنین این شرط که روایت موضوعی در خود دارد
و تا جایی که به گوینده مربوط می شود ، ارزش گفتن دارد .از این رو تینا محمد حسینی در این مجموعه توالی بند ها در روایت با توالی وقایع استنباط شده از روایت ه ، در ارتباط می باشند .
موضوع دیگر فرایند های رفتاری هستند که در متن داستانهای برادرم رمضان قابل دیدن است . یعنی فعالیت های انسانی خود جوش و کنترل نشده ای که درونی و بیرونی می باشند در مجموعه می باشند مانند خواب دیدن و... که در منظر معنا شناختی و دستوری بین فرایند های مادی و ذهنی واقع می شوند .
در مبحث شخصیت پردازی در این مجموعه همانگونه که می دانید باید بگویم :
شخصیت مستلزم بوجود آوردن تصوری می باشد که من خواننده در آن بایستی همدستی خلاقانهای داشته باشیم و با استفاده از کلمات یک شخص را بسازیم لذا تو ضیحات مختلفی از یک فرد همراه با توصیف های مستقیم و غیر مستقیم از کنش ها و واکنش های آن فرد کافی است تا غالب خوانندگان را به تصویری از فرد برساند . در واقع با این شرح می خواهم
بیان کنم شخصیها و وقایع و هر موضوع دیگری که در این مجموعه داستان می باشد، یک تولید ادبی و یا یک ساخت محسوب می گردد.
در بعد تانیث ؛ کارها قابل ارزیابی می باشند . همانگونه که می دانیم تا نیث بیانگر تمایز جنسی از بعد بیو لو ژیک است ، زن بودن و یژگیهای رفتاری متاثر از هنجار های اجتماعی و فرهنگی را به نمایش می گذارد . در این مجموعه یک زن در مقام مولف توانسته برای خود سنتی تازه بیافریند و توانسته به راحتی بفهماند که زن از جهان و زندگی در یافت متفاوتی دارد ، تا دریافت مردان . و این نوع تفاوت در این مجموعه قابل مشاهده می باشد . و این همان خلاف نظریه شوالتر نویسنده آمریکایی می تواند باشد که در نوشته ای با عنوان به سوی بو طیقای فمینیستی بیان می نماید که : زنان به تقلید از مردان می نویسند .
کتاب برادرم رمضان در مفهوم متنی و بینا متنی با چیز های نیامده و یا نا گفته نیز مرتبط است و این همان شیوه دریدا نیز می تواند باشد که متن را به شیوه ساختار شکنی پاره پاره می کند و با دقت به جزییات به ظاهر بی اهمیت نشان می دهد که این جزییات چگونه نشان می دهند که متن ، عکس آن چیزی را که گفته است نیز می گوید . پس می توان گفت مفاهیم یک متن پایدار و ثابت نمی تواند باشد ودر مسیر کلام محوری نمی تواند سیر کند . و در آخر باید بگویم نویسنده این مجموعه ما را تلخیص در طرح داستانهایش رو برو می کند و این خود به کوتاهی داستان هایش کمک کرده است .
کافه داستان داستان کوتاه، شعر، مقاله و ترجمه منتشر میکند. آثار خود را برای ما به ایمیل cafedastan@gmail.com ارسال نمایید. اثر بعد از تائید و ویرایش در صورت نیاز، منتشر میشود. دقت فرمائید آثار زیادی روزانه ارسال میشود و امکان دارد اثر شما در نوبت قرار بگیرد و تا انتشار اثر مدتی طول بکشد.
دومین دوره جایزه ادبی بینالمللی لیراو
لیراوی دیگر برای فارسی زبانان جهان از راه
رسید
لیراو که مراحل اولیهی تولدش را سپری میکرد بر این
گمان بودیم که در این آشفتهبازارِ فرهنگی چطور میتوانیم حرکتی هر چند کوچک اما با
قدمهای بلند برداریم. اولین قدم را که برداشتیم فهمیدیم کار به این سادگیها نیست،
بسیار بیمهری دیدیم و بسیار همکاریهای باورنکردنی. اساتیدی بزرگ با ما همکاری
کردند و دیگران، بعضی ما را در میانهی راه تنها گذاشتند. نویسندگان و شاعران زیادی
از سرتاسر جهان، فارسیزبانان و دوستداران ادبیات برایمان آثار ارزشمندی فرستادند و
چندی از آنها برگزیده شدند. حالا میخواهیم قدمی دیگر برداریم و دست تمام عزیزانِ
هنرمند و ادبیاتچی را به گرمی میفشاریم چرا که اگر ادبیات در جامعهای خاموش شود،
سگوتی مرگبار و طاقتفرسا بر جامعه حکفرما خواهد شد و بهخاطر نبود این سکوت،
فراخوان دومین دورهی جایزهی ادبی لیراو را تقدیم
میکنیم.
فراخوان دومین دورهی جایزهی ادبی بین اللملی فارسی
زبانان لیراو:
دومین دورهی جایزهی ادبی لیراو، در دو بخش داستان
کوتاه و شعر آثار نویسندگان و شاعرانِ فارسیزبان سرتاسر جهان را دریافت میکند و
محدودیتی در موضوع وجود ندارد. داوری در دو مرحلهی نیمهنهایی و نهایی انجام خواهد
شد. نویسندگان و شاعران میتوانند آثار خود را از زمان انتشار فراخوان تا پایان
اسفند ماه 90برای جایزه ادبی لیراو
ارسال کنند. این زمان در صورت استقبال نویسندگان و شاعران تمدید خواهد شد. به
برگزیدگان هر بخش تندیس ویژهی جایزه لیراو و به تقدیریها لوح تقدیر اهدا خواهد
شد. همچنین در این دوره در بخش ویژه یادمان سیمین دانشور را خواهیم داشت و از یک
ناشر فعال در حوزهی ادبیات و هنر و یک سایت فعال در ادبیات تقدیر خواهیم
کرد.
قوانین و مقررات:
. داستانها و شعرها حتیالمقدور در سال 90 و یا اواخر
سال 89 به نگارش درآمده باشند، از ارسال داستانها و شعرهای ارسال شده به دور قبل
پرهیز نمایید.
. دو اثر از هر نویسنده و شاعر قابل قبول خواهد بود.
از پذیرفتن آثاری که در جشنوارهها، مسابقهها و جایزههای دیگر حائز رتبه شدهاند
معذوریم. در صورت مشاهده اثر ارسالی حذف خواهد شد.
. اثر را با فایل word 2003 ارسال کنید. از فونت Tahoma و سایز 10 استفاده
کنید.
. آثارتان را به دو ایمیلی که اعلام میشود ارسال
کنید. در صورت ارسال اثر به ایمیلهای شخصی اثر از جایزه حذف خواهد
شد.
. همراه با فایل، نام و نام خانوادگی و شماره تماس را
ذکر کنید. در صورت ارسال اثر از سوی انجمنهای داستانی و ادبی نام و نام خانوادگی و
شماره تماس را لحاظ کنید.
. فارسیزبانان در هر کشوری میتوانند در این جایزه
شرکت نمایند.
. شعرهای ارسالی باید کوتاه در حد یک صفحه a4باشد. داستانهای ارسالی نباید از 1200 تا 1500 کلمه بیشتر باشد. در صورت
ارسال آثار بلند، اثر مورد نظر در داوری شرکت داده نخواهد
شد.
. موضوع آزاد است.
. هر نویسنده و شاعر میتواند دو اثر برای جایزه
بفرستد.
نحوهی ارسال آثار:
آثار خود را به تفکیک داستان و شعر به دو ایمیل lirav.sher@gmail.com و lirav.dastan@gmail.com ارسال نمایید. در بخش داستان فقط آثار خود را ایمیل lirav.dastan@gmail.com ارسال نمایید و در بخش شعر آثار را به ایمیل lirav.sher@gmail.com بفرستید. آثار خود را حداکثر تا پایان 90 اسفند ارسال کنید. بعد از این تاریخ آثار ارسالی داوری نخواهند شد.
دبیر جایزه ادبی لیراو: حمیدرضا اکبری شروه
پایگاه خبری جایزه ادبی بین المللی لیراو

اخبار دومین دوره لیراو:
دریافت پنج هزار شعر و داستان از سراسر دنیا به دبیرخانه جشنواره
دبیر جایزه ادبی «لیراو» گفت: از تندیس دومین دوره جایزه ادبی "لیراو" رونمایی میشود.حمیدرضا اكبری (شروه) در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) در خوزستان بیان كرد: در نظر داریم در مراسمی از تندیس دومین دوره جایزه ادبی لیراو رونمایی كنیم. وی افزود: مراسم رونمایی به طور همزمان در اهواز و بوشهر برپا میشود. همچنين در این مراسم از خبرنگار سرويس فرهنگي و هنري خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) منطقه خوزستان به عنوان فعالترین خبرنگار در انعكاس اخبار نخستین دوره جایزه ادبی و از طراح تندیس دومین دوره این جایزه ادبی تجلیل میشود. او خاطرنشان كرد: فراخوان دومین دوره جایزه ادبی لیراو نیز پس از برپایی آیین رونمایی منتشر میشود. اكبری یادآور شد: زمان برپایی این مراسم متعاقبا اعلام میشود. گفتنی است نخستین دوره جایزه ادبی «لیراو» 19 آبان 90 با دریافت پنج هزار شعر و داستان از سراسر دنیا به دبیرخانه جشنواره به كار خود پایان داد.
فراخوان جایزه ادبی لیراو اول اسفندماه
علیرضا اجلی مدیر کافه داستان و دبیر اجرایی جایزه ادبی بینالمللی لیراو گفت: در اول اسفندماه فراخوان جایزه لیراو را منتشر خواهیم کرد و در برنامههای این جایزه بزرگداشت بانوی داستاننویسی ایران خانم سمین دانشور را نیز خواهیم داشت. وی اعلام داشت اخبار تکمیلی بعدن توسط دبیر جایزه طی نشستی خبری اطلاع رسانی خواهد شد.
مراسم رونمایی تندیس جایزه ادبی لیراو در خوزستان و بوشهر برگزار میشود
به گفته دبیر جایزه ادبی لیراو؛ حمیدرضا اکبری شروه این نشست با حضور شاعران و نویسندگان جوان و مطرح دو استان همراه با شعرخوانی و داستانخوانی خواهد بود. وی در ادامه عنوان داشت: لیراو همچنین در مراسم رونمایی از طراح تندیس و همچنین یکی از خبرگزاریهای فعال در حوزه خبر این جایزه بین المللی که برای کشورهای فارسی زبان نیز میباشد نیز تقدیری در دستور کار این نشست دارد. وی درپایان گفت: تاریخ دقیق این رونمایی اعلام خواهد شد.