short story:poetry:essay
cafedastan@gmail.com
نقد و مقاله

1: نقدی بر مجموعه داستان "دو تا نقطه" نوشته‌ی پیمان هوشمندزاده/فرهاد خاکیان دهکردی

«گمش نمی‌کردم. شبهی از او را می‌دیدم که لابه‌لای مه بود و خرامان خرامان می‌رفت. گاهی آن قدر با مه یکی میشد که نمی‌توانستم ببینمش. آن وقت از جای پایی که روی ماسه‌ها می‌ماند ردش را پیدا می‌کرد. پاها، پاهای کوچکش برهنه بود ولی صورتش ... » ص 35

صحبت در رابطه با مجموعه داستان «دو تا نقطه» اثر پیمان هوشمند زاده است که توسط نشر چشمه به رشته تحریر درآمده است.

این مجموعه شامل پانزده داستان کوتاه است به نام‌های: نه، یک گربه را می‌شود تحمل کرد – هیچ کس، هیچ کس را نمی‌فهمد- خیره به سقف - فقط هفت ترم - دو تا نقطه - کنار شیشه، کنار خودمان - عزیزم- این همه نرگس- ایلیا- روبان مخملی قرمز- گلابی- مرد چاق- آسانسور- یک نفر هر روز- دیگر چیزی نمی گوییم.

در آغاز لازم به ذکر است که یکی از مهمترین ویژگی‌های این مجموعه داستان، عطف توجه از جهان بیرونی به دنیای تاریک و مبهم ذهن است. اگر واقعیت عبارت است از برداشتی که اذهان منفرد از جهان مشهود دارند، آن گاه این ویژگی مشهود می‌شود که «پیمان هوشمند زاده» به جای تلاش عبث برای باز تولید واقعیت، هزارتوی پررمزوراز شخصیت‌ها را می‌کاود و اینگونه برخورد با شخصیت‌ها و ذهنیتشان مبتنی بر دیدگاه بنیادستیزی است که در اوایل قرن بیستم با نظریه روانکاوانه‌ی فروید مطرح شد. مطابق با این نظریه، ذهن هم شامل خودآگاهی است و هم شامل بخش مهمتر و تاثیرگذارتری که «ضمیر ناخودآگاه» نامیده می‌شود. پس اعمال و رفتار فرد ممکن است خاستگاهی کاملن غیرارادی و ناخودآگاه داشته باشند. «هوشمندزاده» به جای پرداختن به ظاهر شخصیت‌ها و توصیف مشروح لباس یا محل زندگی آنها، همچون یک روانکاو به واقعیت‌های ناپیدا در ضمیر ناخودآگاه توجه می‌کند و شناختی از سازوکارهای این ساخت تاریک اما تعیین کننده روان شخصیت‌ها را به خواننده می‌دهد.

((دیگر هیچ فرقی نمی کند. چه چراغ روشن باشد چه خاموش، او همه چیز را می داند. در آرام می بندد. کفش هایش را در می آورد و می داند که اگر چراغ را روشن کند سایه اش تا پایین در کش می آید. بعد از زانو می شکند و روی نقش های مستطیلی در بالا و پایین می شود.)) ص15  

در ضمن «پیمان هوشمند زاده» در مجموعه داستانش از امر نماد و نشانه سازی غافل نبوده است و هر گاه در داستانی قصد نماد سازی داشته به خوبی از پس این کار بر آمده در واقع وی با بیان تشابهات میان ایده های انتزاعی و تصویری که برای توصیف آن به کار گرفته به این مهم دست یافته است و اینکه گاه حضور این نماد ها موجب ایجاد فضایی نوستالژیک در داستان ها شده است .

((تازه به محله ی ما آمده بودند. خانه شان سر کوچه ی ما بود. رو به روی بقالی اصغر اقا، طبقه دوم. نوشابه خریدم و می نشستم دم در بقالی، اما تمام هوش و حواسم به خانه ی آنها بود. اگر شانسم می زد و توی در پپسی یک پپسی دیگر در می آمد، نانم توی روغن بود و یک ربعی هم اضافه می نشستم که گاهی هم می دیدمش. ولی چند روزی که گذشت او خودش هم دیگر میدانست که چه ساعتی باید روی بالکن باشد.)) ص 46

نویسنده مجموعه داستان (دو تا نقطه) در عینیت دادن به تصمیم گیری هایش برای دراما تیزه کردن وقایعی که منتج به ایجاد داستان ها می گردد موفق بوده است و این امر به شدت به فضاسازی و ایجاد ایماژهای قابل قبول مربوط می شود. وی مخاطب را وارد فضا می کند به کمک ترفندهایی از جمله استفاده از رنگ، بو(به نوعی کلیه حواس پنج گانه)، بهره بردن از خواب و رویا، ایجاد یک حادثه خاص و غیره درگیر فضاش می کند.

((ولی نخوابید. صدای سوتش همه جا را پر کرده بود. ولی نخوابید. قبل از این که صدا آن قدر زیاد شود که دیگر صدایی نشنوم گفته بودم، ولی باز شلنگ به دست ایستاده بود و تانکر را پر می کرد. خوب یادم است، عینکش به چشمش بود. گفته بودم. قبلا گفته بودم که اول سوت می کشد.)) ص 20

از طرفی این مجموعه داستان در کلیت دارای زبانی سالم و مخصوص به خود است و این زبان با ویژگی هایی که دارد به خوبی پاسخگوی خواسته های متن است وبه مدد امکانات  فراهم آمده ، لحن که تعیین کننده ترین عامل در کارکرد نثر است به خوبی در این کتاب جا افتاده است .

(پیمان هوشمند زاده ) در این مجموعه تجربه های خوبی را هم در زمینه فرم و هم در عرصه نظرگاهی از سر گذرانده است . وی هر گاه به سراغ فرمی و یا نظرگاهی مشخص می رود به خوبی از پس ان بر می اید .

در ادامه ی بحث شخصیت پردازیه این مجموعه شایان ذکر است که یکی از بارزترین مولفه های که موجب ایجاد کاراکترهای مشخص و ساخته شده در این مجموعه می شود،

توجه خاص به تعلقات خاطر شخصیت هاست که به خوبی عنوان و اجرا شده است.شخصیت های اصلی داستان ها غالبا از تمرکز در روایت عاجز هستند. زیرا ذهنی متمرکز و به سامان ندارند و در نتیجه روایت هم گاه مغشوش و به هم ریخته است.

(( گوشش بدهکار نبود ، تا شروع می کردیم از این جور چیز ها بگوییم می زد زیر خنده ، فقط می خندید ، توی کلاهش جیب کوچکی درست کرده بود که خرده ریز هاش را انجا می گذاشت : قرص،چوب سیگار ،سوزن ،یک تکه نخ ... چند تایی هم ستاره توی کلاهش کشیده بود ، به تعداد ماه های خدمتش. ما تیر می کشیدیم ولی او شیراز می کشید . )) ص 19

در اکثر داستان های این مجموعه این نکته که نویسنده سعی می کند بعد از ایجاد تمام ویژگی های که در بالا ذکر شد خواننده را مرعوب موقعیت های غافلگیرانه داستان هاش بکند به شدت به چشم می اید و بر قوت کار افزوده است.

 در نهایت خواندن مجموعه داستان ( دو تا نقطه ) اثر پیمان هوشمندزاده را کار لذت بخشی می دانم.

 

2: گذر از سکانس‌های ممنوع/ افسانه نجومی

نگاهی به مجموعه شعر "از عصای شکسته‌ی نیچه تا عصر مچاله‌ی لورکا" سروده‌ی ثریا داودی حموله

 

هر بار سخن از شعر زنان به میان می‌آید، به گونه ای بحث درباره ی زبان زنانه نیز از لابه لای نوشتار خودش را به نمود می‌کشاند. گویی طرح مبحث اولی خود به خود متضمن بر جسته نمایی مبحث دوم (زبان زنانه) می‌شود تا جایی که به ناگزیر مرز میان آن دومی‌شکند، با یکی شدن هر دو مطلب ، پایه و بدنه ی  شعرها بر اساس نگاه و نگرشی یکنواخت شکل می‌گیرد، و در نهایت مخاطب، یکسان شمردن این هردو را در متن به عنوان ویژگی ساختاری می‌بیند و می‌‌پذیرد ، با این همه پل زدن از میان آن همه  پیچ و خم و دهلیز تنها برای رسیدن به جوهره ی شعر ، جسارتی ویژه می‌طلبد و نگاهی مملو از تامل . اتفاقی که در تک تک مونولوگ های این دفتر (از عصای شکسته ی نیچه تا عصر مچاله ی لورکا) به وضوح رخنمون می‌شود تا زبان –فرم – مضامین و ساختار شعر را عجین شده در زبانی زنانه نشان دهند.

تو می‌توانی

عشق را گوشه ای پارک کنی

و مانند مانکن زیبایی     مدام پوست بترکانی

رنگ حرف های نیچه هم که نباشی

این عشق لعنتی را

یک خط تیره هم کامل می‌کند                    ص   46

شعرهای داودی در این دفتر به سمت و سوی روایت گرایی ویژه ای میل می‌کند، عناصر روایی به شیوه ای واگرایانه در تعامل با وقایع تاریخی ، در پی یافتن ساختاری منسجم،حدود و ثغور خود را در متن یافته اند . گزاره هایی که سرانجام با تولید گونه ای گسست ، قطع و وصل های ناگهانی در تصاویر ، موفق به ترویج سپید خوانی و فاصله گذاری میان گزاره ها شده ، ظرفیت های بالقوه ی ویژه ای در متن را آفریده اند ،تا به یاری پاساژهای زبانی ، سرانجام بدل به تصاویری شوند  که شاعر با تکیه بر آن ها کلیت اندام واره ی شعرش را ساخته و پرداخته است.

پس گزاره ها با حرکت در مسیر بینامتن های متنوع خواهان آنند تا به انجام و سرانجام خود در نوشتار دست بیابند . بینا متن هایی که اگردر شعرها افتان و خیزان به عمد یا غیر عمد رها شده اند، تا دانسته های مخاطب را بیازمایند و با یاد آوری حوادث و اتفاقات و ترسیم اضلاع تاریخی / اجتماعی آن ها ، در ذهن مخاطب به تذکاری بدل شوند برای نمود هر چه بیشتر تناقضات جهان پیرامون.

 

اما آن چه سبب می شود تا شیوه ی نگاه و نگارش در شعر های داودی (در این دفتر)  سبک و سیاق ویژه بیابد ،تنیده شدن اضلاع واژه ها درمحورهم نشینی ست که در مساحتی وسیع همچنان که بار عاطفی نوشتار را به عهده گرفته اند، به مفاهیم و رویکردهای خاصی چه درمتن و چه در فرامتن بدل شده اند. به عبارت دیگر منطقی که فضاهای حسی/ اندیشگی شعرها را به حر کت درمی‌آورد، داستا نک هایی است که شاعر محور مونولوگ ایش را بر پایه ی آن ها پی ریزی نموده است . داستانک هایی که با متن عجین شده اند، اما نه ظرفیت داستان گویی را با خود دارند ونه از ساختار بالقوه ی روایتی منسجم بهر ه می‌برند . با این همه داودی به خوبی دریافته است که شعر امروز پارسی با نزدیک شدن به انواع شیوه های روایت و داستان گویی ، ضمن  دست یابی به لحن صمیمانه ،توانایی آن را یافته است تا از نزدیک  با مخاطبان اش ارتباط جدی تری  بیابد .پس با همین پیش فرض در پی آن است تا با جلو و عقب کشاندن حر کت وضعی  گزاره ها و تصاویر، منطق شعر ی اش را در سایه  ی چشم اندازی اما نه چندان  متفاوت  (در قالب داستانک )گسترش دهد .

وقتی برادرم پوتین جنگ پوشید

رنگ عشق از آسمان رفت

من و مادر بزرگ

برای اسب سفیدی گریه کردیم

که در بادها گم شده بود                    ص 50  

 نگارشی که شاعر در تک تک شعرهایش به کار گرفته است، متضمن نگاهی شاعرانه / زنانه است به حوادث و وقایعی که از دل تاریخ می تراود و در مسیر روزمره ی زندگی مان منتشر می‌شود . اگرچه همین  نگاه از کنار جنسیت و جسمیت رندانه گذشته است و می گذرد . گویی وقایع شعر از بطن حوادث تاریخی است که می‌بایست حدود و ثغورخودرا بیابند ، بنابراین شاعر با ورق زدن برگ های تاریخ ،لایه های مبهم و تاریک را از دل آن ها بیرون می‌کشد تا گذشته را جلو دیدگان ما به وضوح نشان دهد و طرح آینده ای را روبه رویمان بگشاید که همواره پیش روی ماست . 

هر شب

آهوی ساق بسته ای به خوابم می‍‌آید

آیا با دها تغییر نام داده اند ؟

حالا که سایه ها یکی شده اند

ماه را به پیشانی ام بگذار 

سنگی به سایه های کبود نخواهد ماند                           ص 41

خنده هایت

سیب آمرزش گناهان من است

شعری بر پلک های بسته بگذار

و دلم را به سرخی سیبی گره بزن                     ص 51

به واقع داودی کوشیده است تا با ادغام فضاهای غیر واقعی و بعضا سورئال با قصویتی که مدام با وقایع تاریخی می آمیزد ،مفاهیم شعرش را گسترش دهد ،پس خواهان آن است تا با یکی شدن تصاویر با اتفاقات روزمره، آحاد و عناصر شعرش در شرایط تاریخی / سیاسی جامعه ا ش استمرار بیابد . مضامین سیاسی / اجتماعی که حاصل دلمشغولی های شاعرانه است و در پی آن است تا همدلی مخاطب را در سایه ی ار تباطی صریح و شفاف به دست آورد، اگر چه گزاره ها ی ضد روایتی و واگرا در مساحتی وسیع مونولوگ ها را به خلجان دچار کرده اند ،اما هر گز از بار قصویت شعر ها نکاسته اند ، چنان که واژه هایی نظیر ماه / باد / شعر / شاعر /کلمه / پرنده/عشق، حضوری فعال در متن می پراکنند تا مبین قصویت نهفته در دل شعر ها باشند و چهره ی دانای کلی متن را بر تمامی گزاره ها  بتابانند .

عشق را می ترسانم

تا تصویرت را از تمام آیینه ها بردارد

چرا هیچ شاعری شبیه خودش نیست ؟!                 ص20

با این همه نمی توان از حضور واژه های نا متجانس نظیر مضارع / فاعل / فعل / مضاف الیه /ضمیر/افاعیل / مفعول فاعلات ........ که  گاه و بیگاه در مسیر شعر ها به تعمد رها شده اند وتنها نقش پر کردن وطویل نمائی جمله ها را در نوشتار به عهده گرفته اند چشم پوشید . هر چند همان واژه ها ی بعضا نا متجانس که ظاهر ی تزیینی را در متن به رخ می‌کشند در بسیاری از مواقع زمینه سازپیدایی مفاهیم وسیع تری در دل نوشتار شده اند .

لعنت به فعل های فلسفه

که هر چه بود

از عصای شکسته ی نیچه بود و

عصر مچاله ی لورکا            

نیچه می‌شوم

می‌نشینم روی ضمیر تو

با لهجه ی گوساله ی سامری                 ص 8

زبان ثریا اما زبانی ساده و بی پیرایه است و همچنانی که قبل تر هم به آن اشاره شد ،با توجه به قصویت نهفته در دل شعرها خواستار آن است تا صمیمانه همدلی مخاطب را در سایه ی ار تباطی صریح و شفاف به دست بیاورد .با این همه اما  شاعر همواره مخاطب اش را آگاه و هوشیار می‌خواهد ، مخاطبی سر از پا نشناخته که تمامی راههای نرفته را با شاعر بیاید و در این طی طریق لحظه ای اورا رها نکند ، سپیدی متن هارا با او بخواند وبدون این که بهراسد با او در سکانس های ممنوع پا بگذارد . پس دریچه ای از تاریخ را با لابیرنت های گوناگون و متضادش روبه روی او می گشاید .

جمهوری را سنجاق می‌کنم

به پیراهنت 

حالا هر رنگ نام دیگری دارد

بیا جنوب را برداریم

در انتهای شب پنهان شویم

پیراهنم پراز حروف نام پرنده ای است

که سیاه سرفه گرفته می‌خواهد

پرواز را در دیوار سیمانی پنهان کند .                           ص 37

 

3: تولیدی ادبی و ساختمند در داستان پارسی/حمیدرضا اکبری شروه

برادرم رمضان – تینا محمد حسینی

مجموعه داستان – 1390

نشر آگه

 

برادرم رمضان نوشته نویسنده ای از کشور افغانستان می باشد که در ایران زندگی می کند این مجموعه شامل چند داستان کوتاه  است  که دو داستان آن درحا ل و هوای  افغانستان نگاشته شده اند با آن فرهنگ و زبان خاص افغانی که نویسند ه خوب توانسته ار عهده آن بر بیاید ، باتوجه به اینکه خانم محمد حسینی در ایران متولد شده و بزرگ شده تهران است .

فرضیه لباو و والتسکی این را می گوید که ساختار های بنیادین روایت را می توان در صورتهای شفاهی تجربه شخصی یا همان روایات عادی مردم یافت . از این رو باز در جایی گفته اند :

ما بر شیوه های اساسی تحلیل روایت تکیه می کنیم و تنها به مطالعه واحد های ساختاری ثابتی می پردازیم که توسط صورتهای ظاهری متنوعی باز نمایی شده اند .

در این نظریه اولین نقش را نقش ارجاعی بازی می کند . یعنی نقش روایت به عنوان ابزار خلاصه سازی تجربه در مجموعه ای از بند ه که با توالی زمانی تجربه اصلی مطابقت دارند .و دومین نقش ، نقش ارزیابی کننده می باشد که به مسائلی از قبیل کاربران روایات و همچنین این شرط که روایت موضوعی در خود دارد

 و تا جایی که به گوینده مربوط می شود ، ارزش گفتن دارد .از این رو تینا محمد حسینی در این مجموعه توالی بند ها در روایت با توالی وقایع استنباط شده از روایت ه ، در ارتباط می باشند .

موضوع دیگر فرایند های رفتاری هستند که در متن داستانهای برادرم رمضان قابل دیدن است . یعنی فعالیت های انسانی خود جوش و کنترل نشده ای که درونی و بیرونی می باشند در مجموعه می باشند مانند خواب دیدن و... که در منظر معنا شناختی و دستوری بین فرایند های مادی و ذهنی واقع می شوند .

در مبحث شخصیت پردازی در این مجموعه همانگونه که می دانید باید بگویم :

شخصیت مستلزم بوجود آوردن تصوری می باشد که من خواننده در آن بایستی همدستی خلاقانه‌ای داشته باشیم و با استفاده از کلمات یک شخص را بسازیم لذا تو ضیحات مختلفی از یک فرد همراه با توصیف های مستقیم و غیر مستقیم از کنش ها و واکنش های آن فرد کافی است تا غالب خوانندگان را به تصویری از فرد برساند . در واقع با این شرح می خواهم بیان کنم شخصیها و وقایع و هر موضوع دیگری که در این مجموعه داستان می باشد، یک تولید ادبی و یا یک ساخت محسوب می گردد.

در بعد تانیث ؛ کارها قابل ارزیابی می باشند . همانگونه که می دانیم تا نیث بیانگر تمایز جنسی از بعد بیو لو ژیک است ، زن بودن و یژگیهای رفتاری متاثر از هنجار های اجتماعی و فرهنگی را به نمایش می گذارد . در این مجموعه یک زن در مقام مولف توانسته برای خود سنتی تازه بیافریند و توانسته به راحتی بفهماند که زن از جهان و زندگی  در یافت متفاوتی دارد ، تا دریافت مردان . و این نوع تفاوت در این مجموعه قابل مشاهده می باشد . و این همان خلاف نظریه شوالتر نویسنده آمریکایی می تواند باشد که در نوشته ای با عنوان به سوی بو طیقای فمینیستی بیان می نماید که : زنان به تقلید از مردان می نویسند .

کتاب برادرم رمضان در مفهوم متنی و بینا متنی با چیز های نیامده و یا نا گفته نیز مرتبط است و این همان شیوه دریدا نیز می تواند باشد که متن را به شیوه ساختار شکنی پاره پاره می کند و با دقت به جزییات به ظاهر بی اهمیت نشان می دهد که این جزییات چگونه نشان می دهند که متن ، عکس آن چیزی را که گفته است نیز می گوید . پس می توان گفت مفاهیم یک متن پایدار و ثابت نمی تواند باشد ودر مسیر کلام محوری نمی تواند سیر کند . و در آخر باید بگویم نویسنده این مجموعه ما را تلخیص در طرح داستانهایش رو برو می کند و این خود به کوتاهی داستان هایش کمک کرده است .